tutored students
دانشجویان تحت آموزش
tutored sessions
جلسات تحت آموزش
tutored classes
کلاسهای تحت آموزش
tutored lessons
درسهای تحت آموزش
tutored groups
گروههای تحت آموزش
tutored individuals
افراد تحت آموزش
tutored subjects
درسهای تحت آموزش
tutored peers
همسالان تحت آموزش
tutored programs
برنامههای تحت آموزش
tutored skills
مهارتهای تحت آموزش
she tutored him in mathematics every saturday.
او او را در ریاضیات هر شنبه تدریس میکرد.
he was tutored by a professional to improve his writing skills.
او برای بهبود مهارتهای نوشتاری خود توسط یک متخصص تدریس شد.
after being tutored for months, she passed the exam with flying colors.
پس از چند ماه تدریس، او با موفقیت در آزمون قبول شد.
they tutored local children in science and technology.
آنها کودکان محلی را در زمینه علم و فناوری تدریس میکردند.
he tutored her in french to prepare for her trip to paris.
او او را در زبان فرانسه تدریس کرد تا برای سفرش به پاریس آماده شود.
she tutored several students during her summer vacation.
او در طول تعطیلات تابستانی خود چندین دانشجو را تدریس کرد.
they were tutored by experienced teachers in the program.
آنها در این برنامه توسط معلمان با تجربه تدریس شدند.
he felt more confident after being tutored for the presentation.
او بعد از تدریس برای ارائه، احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.
she tutored her younger brother in history to help him with his homework.
او برادر کوچکش را در درس تاریخ تدریس کرد تا به او در انجام تکالیفش کمک کند.
many students prefer to be tutored one-on-one for better understanding.
بسیاری از دانش آموزان ترجیح می دهند برای درک بهتر، به صورت یک به یک تدریس شوند.
tutored students
دانشجویان تحت آموزش
tutored sessions
جلسات تحت آموزش
tutored classes
کلاسهای تحت آموزش
tutored lessons
درسهای تحت آموزش
tutored groups
گروههای تحت آموزش
tutored individuals
افراد تحت آموزش
tutored subjects
درسهای تحت آموزش
tutored peers
همسالان تحت آموزش
tutored programs
برنامههای تحت آموزش
tutored skills
مهارتهای تحت آموزش
she tutored him in mathematics every saturday.
او او را در ریاضیات هر شنبه تدریس میکرد.
he was tutored by a professional to improve his writing skills.
او برای بهبود مهارتهای نوشتاری خود توسط یک متخصص تدریس شد.
after being tutored for months, she passed the exam with flying colors.
پس از چند ماه تدریس، او با موفقیت در آزمون قبول شد.
they tutored local children in science and technology.
آنها کودکان محلی را در زمینه علم و فناوری تدریس میکردند.
he tutored her in french to prepare for her trip to paris.
او او را در زبان فرانسه تدریس کرد تا برای سفرش به پاریس آماده شود.
she tutored several students during her summer vacation.
او در طول تعطیلات تابستانی خود چندین دانشجو را تدریس کرد.
they were tutored by experienced teachers in the program.
آنها در این برنامه توسط معلمان با تجربه تدریس شدند.
he felt more confident after being tutored for the presentation.
او بعد از تدریس برای ارائه، احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.
she tutored her younger brother in history to help him with his homework.
او برادر کوچکش را در درس تاریخ تدریس کرد تا به او در انجام تکالیفش کمک کند.
many students prefer to be tutored one-on-one for better understanding.
بسیاری از دانش آموزان ترجیح می دهند برای درک بهتر، به صورت یک به یک تدریس شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید