she's in her late twenties and starting a new career in tech.
او در پایان دو دهه ایشان است و در حال شروع کاری جدید در زمینه فناوری میباشد.
he felt the pressure of turning thirty in his late twenties.
او فشار این را حس کرد که در پایان دو دهه اش به سی سالگی میرسد.
many people get married in their late twenties or early thirties.
بسیاری از افراد در پایان دو دهه یا در ابتدای سه دهه اشان ازدواج میکنند.
the band's lead singer was a vibrant woman in her late twenties.
خواننده اصلی گروه یک زن پر انرژی در پایان دو دهه اش بود.
he was exploring different career paths in his late twenties.
او در پایان دو دهه اش به دنبال مسیرهای کاری مختلف بود.
she bought her first house in her late twenties, a significant milestone.
او در پایان دو دهه اش خانه اول خود را خرید، یک گذاره مهم.
they traveled extensively throughout their late twenties, experiencing new cultures.
آنها در طول پایان دو دهه اشان به طور گسترده سفر کردند و فرهنگهای جدید را تجربه کردند.
he decided to go back to school in his late twenties to pursue a master's degree.
او در پایان دو دهه اش تصمیم گرفت دوباره به مدرسه برگردد تا یک مدرک کارشناسی ارشد کسب کند.
she was a successful entrepreneur in her late twenties, running a thriving business.
او در پایان دو دهه اش یک کارآفرین موفق بود و یک کسب و کار پر رونق را مدیریت میکرد.
reflecting on their twenties, they realized how much they'd grown in their late twenties.
با بازگشت به دو دهه اشان، آنها متوجه شدند چقدر در پایان دو دهه اشان رشد کردهاند.
he started learning to play the guitar in his late twenties, a new hobby.
او در پایان دو دهه اش شروع به یادگیری بازیتار تار گیتار کرد، یک سرگرمی جدید.
she's in her late twenties and starting a new career in tech.
او در پایان دو دهه ایشان است و در حال شروع کاری جدید در زمینه فناوری میباشد.
he felt the pressure of turning thirty in his late twenties.
او فشار این را حس کرد که در پایان دو دهه اش به سی سالگی میرسد.
many people get married in their late twenties or early thirties.
بسیاری از افراد در پایان دو دهه یا در ابتدای سه دهه اشان ازدواج میکنند.
the band's lead singer was a vibrant woman in her late twenties.
خواننده اصلی گروه یک زن پر انرژی در پایان دو دهه اش بود.
he was exploring different career paths in his late twenties.
او در پایان دو دهه اش به دنبال مسیرهای کاری مختلف بود.
she bought her first house in her late twenties, a significant milestone.
او در پایان دو دهه اش خانه اول خود را خرید، یک گذاره مهم.
they traveled extensively throughout their late twenties, experiencing new cultures.
آنها در طول پایان دو دهه اشان به طور گسترده سفر کردند و فرهنگهای جدید را تجربه کردند.
he decided to go back to school in his late twenties to pursue a master's degree.
او در پایان دو دهه اش تصمیم گرفت دوباره به مدرسه برگردد تا یک مدرک کارشناسی ارشد کسب کند.
she was a successful entrepreneur in her late twenties, running a thriving business.
او در پایان دو دهه اش یک کارآفرین موفق بود و یک کسب و کار پر رونق را مدیریت میکرد.
reflecting on their twenties, they realized how much they'd grown in their late twenties.
با بازگشت به دو دهه اشان، آنها متوجه شدند چقدر در پایان دو دهه اشان رشد کردهاند.
he started learning to play the guitar in his late twenties, a new hobby.
او در پایان دو دهه اش شروع به یادگیری بازیتار تار گیتار کرد، یک سرگرمی جدید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید