final ultimatums
اعلامیه نهایی
harsh ultimatums
اعلامیه های شدید
clear ultimatums
اعلامیه های واضح
unreasonable ultimatums
اعلامیه های غیرمنطقی
demanding ultimatums
اعلامیه های مطالبهگر
empty ultimatums
اعلامیه های پوچ
political ultimatums
اعلامیه های سیاسی
strict ultimatums
اعلامیه های سختگیرانه
final warning ultimatums
اعلامیه های هشدار نهایی
timed ultimatums
اعلامیه های زمانبندی شده
he issued ultimatums to his team to improve their performance.
او ultimatum هایی را برای تیمش صادر کرد تا عملکرد آنها را بهبود بخشند.
the company presented ultimatums to the workers regarding their demands.
شرکت ultimatum هایی را به کارگران در مورد خواسته هایشان ارائه داد.
negotiators often use ultimatums to reach a compromise.
مذاکرهکنندگان اغلب از ultimatum ها برای رسیدن به مصالحه استفاده میکنند.
she felt pressured by the ultimatums given by her parents.
او تحت فشار ultimatum هایی که والدینش داده بودند احساس کرد.
ultimatums can lead to conflict if not handled properly.
اگر به درستی مدیریت نشود، ultimatum ها می توانند منجر به درگیری شوند.
the government issued ultimatums to the opposing party to negotiate.
دولت ultimatum هایی را به حزب مخالف برای مذاکره صادر کرد.
in relationships, ultimatums can sometimes backfire.
در روابط، ultimatum ها گاهی اوقات ممکن است نتیجه عکس داشته باشند.
his ultimatums left her feeling trapped and frustrated.
ultimatum های او باعث شد او احساس کند گرفتار و ناامید شده است.
they were given ultimatums to either accept the deal or walk away.
به آنها ultimatum هایی داده شد که یا پیشنهاد را بپذیرند یا کنار بروند.
ultimatums should be used sparingly to avoid damaging relationships.
برای جلوگیری از آسیب رساندن به روابط، باید از ultimatum ها به ندرت استفاده کرد.
final ultimatums
اعلامیه نهایی
harsh ultimatums
اعلامیه های شدید
clear ultimatums
اعلامیه های واضح
unreasonable ultimatums
اعلامیه های غیرمنطقی
demanding ultimatums
اعلامیه های مطالبهگر
empty ultimatums
اعلامیه های پوچ
political ultimatums
اعلامیه های سیاسی
strict ultimatums
اعلامیه های سختگیرانه
final warning ultimatums
اعلامیه های هشدار نهایی
timed ultimatums
اعلامیه های زمانبندی شده
he issued ultimatums to his team to improve their performance.
او ultimatum هایی را برای تیمش صادر کرد تا عملکرد آنها را بهبود بخشند.
the company presented ultimatums to the workers regarding their demands.
شرکت ultimatum هایی را به کارگران در مورد خواسته هایشان ارائه داد.
negotiators often use ultimatums to reach a compromise.
مذاکرهکنندگان اغلب از ultimatum ها برای رسیدن به مصالحه استفاده میکنند.
she felt pressured by the ultimatums given by her parents.
او تحت فشار ultimatum هایی که والدینش داده بودند احساس کرد.
ultimatums can lead to conflict if not handled properly.
اگر به درستی مدیریت نشود، ultimatum ها می توانند منجر به درگیری شوند.
the government issued ultimatums to the opposing party to negotiate.
دولت ultimatum هایی را به حزب مخالف برای مذاکره صادر کرد.
in relationships, ultimatums can sometimes backfire.
در روابط، ultimatum ها گاهی اوقات ممکن است نتیجه عکس داشته باشند.
his ultimatums left her feeling trapped and frustrated.
ultimatum های او باعث شد او احساس کند گرفتار و ناامید شده است.
they were given ultimatums to either accept the deal or walk away.
به آنها ultimatum هایی داده شد که یا پیشنهاد را بپذیرند یا کنار بروند.
ultimatums should be used sparingly to avoid damaging relationships.
برای جلوگیری از آسیب رساندن به روابط، باید از ultimatum ها به ندرت استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید