umpires

[ایالات متحده]/ˈʌm.paɪəz/
[بریتانیا]/ˈʌm.paɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. داوران یا داوری‌کنندگان
v. داوری کردن یا adjudicate

عبارات و ترکیب‌ها

umpires call

تصمیم داوران

umpires decision

تصمیم داوران

umpires signal

علامت داوران

umpires review

بازبینی داوران

umpires report

گزارش داوران

umpires crew

گروه داوران

umpires meeting

جلسه داوران

umpires authority

اختیار داوران

umpires judgment

قضاوت داوران

umpires training

آموزش داوران

جملات نمونه

the umpires made a controversial decision during the game.

داوران در طول بازی تصمیمات بحث‌برانگیزی گرفتند.

umpires are responsible for enforcing the rules of the game.

وظیفه اجرای قوانین بازی بر عهده داوران است.

many fans criticized the umpires for their performance.

بسیاری از طرفداران از عملکرد داوران انتقاد کردند.

umpires need to be impartial and fair.

داوران باید بی‌طرف و منصف باشند.

the umpires held a meeting to discuss the new regulations.

داوران جلسه‌ای برای بحث در مورد مقررات جدید برگزار کردند.

players often argue with the umpires over calls.

بازیکنان اغلب در مورد تصمیمات با داوران بحث می‌کنند.

experienced umpires can significantly influence the game's outcome.

داوران با تجربه می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر نتیجه بازی داشته باشند.

umpires wear distinct uniforms to be easily identified.

داوران لباس‌های فرم متمایزی می‌پوشند تا به راحتی قابل شناسایی باشند.

the umpires' decisions are final and cannot be challenged.

تصمیمات داوران قطعی است و قابل اعتراض نیست.

umpires undergo rigorous training to prepare for their roles.

داوران برای آمادگی برای نقش خود تحت آموزش‌های سخت و طاقت‌فرسا قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید