referees

[ایالات متحده]/ˌrɛf.əˈriːz/
[بریتانیا]/ˌrɛf.əˈriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقامات رسمی که بر رفتار یک بازی یا ورزش نظارت می‌کنند؛ شاهدان یا داوران در یک اختلاف؛ بازبینی‌کنندگان مقالات تخصصی

عبارات و ترکیب‌ها

referees decision

تصمیم داوران

referees call

تماس داوران

referees report

گزارش داوران

referees signal

علامت داوران

referees authority

اختیار داوران

referees role

نقش داوران

referees training

آموزش داوران

referees uniform

یکدست‌فرم داوران

referees judgment

قضاوت داوران

referees meeting

جلسه داوران

جملات نمونه

the referees made a controversial decision during the match.

داوران در طول مسابقه تصمیمات بحث‌برانگیزی گرفتند.

referees play a critical role in ensuring fair play.

داوران نقش مهمی در تضمین رعایت انصاف ایفا می‌کنند.

many referees undergo extensive training before officiating games.

بسیاری از داوران قبل از قضاوت در مسابقات، آموزش‌های گسترده‌ای می‌بینند.

the referees were quick to issue penalties for fouls.

داوران به سرعت برای تخلفات جریمه تعیین کردند.

referees must be impartial and unbiased during competitions.

داوران باید در طول مسابقات بی‌طرف و غیر جانبدار باشند.

players often argue with referees about their calls.

بازیکنان اغلب با داوران در مورد تصمیماتشان بحث می‌کنند.

referees use signals to communicate with players and coaches.

داوران از نشانه‌ها برای برقراری ارتباط با بازیکنان و مربیان استفاده می‌کنند.

some referees are former players themselves.

برخی از داوران خود بازیکن سابق هستند.

referees are responsible for maintaining the rules of the game.

داوران مسئول حفظ قوانین بازی هستند.

the referees' decisions can greatly influence the outcome of a game.

تصمیمات داوران می‌توانند تأثیر زیادی بر نتیجه بازی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید