unallowed

[ایالات متحده]/ʌnəˈlaʊd/
[بریتانیا]/ʌnəˈlaʊd/

ترجمه

adj. مجاز نیست یا اجازه داده نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unallowed access

دسترسی غیرمجاز

unallowed behavior

رفتار غیرمجاز

unallowed actions

اقدامات غیرمجاز

unallowed items

موارد غیرمجاز

unallowed changes

تغییرات غیرمجاز

unallowed content

محتوای غیرمجاز

unallowed use

استفاده غیرمجاز

unallowed modifications

اصلاحات غیرمجاز

unallowed connections

اتصالات غیرمجاز

unallowed requests

درخواست‌های غیرمجاز

جملات نمونه

unallowed behavior will lead to consequences.

رفتار غیرمجاز منجر به عواقب خواهد شد.

access to the restricted area is unallowed.

دسترسی به منطقه محدود غیرمجاز است.

unallowed items are prohibited on the flight.

وسایل غیرمجاز در پرواز ممنوع هستند.

he was warned about unallowed practices at work.

او در مورد رفتارهای غیرمجاز در محل کار مورد اخطار قرار گرفت.

unallowed usage of devices during exams is strictly enforced.

استفاده غیرمجاز از دستگاه‌ها در طول امتحانات به شدت اعمال می‌شود.

the unallowed actions were reported to the authorities.

اقدامات غیرمجاز به مقامات گزارش شد.

they faced penalties for unallowed activities.

آنها برای فعالیت‌های غیرمجاز با مجازات روبرو شدند.

unallowed modifications to the software can result in issues.

تغییرات غیرمجاز در نرم افزار می‌تواند منجر به مشکلاتی شود.

unallowed language in the forum will be deleted.

زبان نامناسب در انجمن حذف خواهد شد.

make sure to avoid unallowed shortcuts in your report.

مطمئن شوید که از میانبرهای غیرمجاز در گزارش خود اجتناب کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید