unapologetic

[ایالات متحده]/ˈʌnəˌpɔləˈdʒetik/
[بریتانیا]/ˌʌnəˌpɑləˈdʒɛtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عذرخواهی نکردن، توجیه نکردن

عبارات و ترکیب‌ها

bold and unapologetic

جسور و بی‌پرده

جملات نمونه

he remained unapologetic about his decision.

او در مورد تصمیم خود متاسف نبود.

She was unapologetic about her unconventional lifestyle.

او در مورد سبک زندگی غیرمتعارف خود متاسف نبود.

He remained unapologetic despite the criticism.

او با وجود انتقادها همچنان متاسف نبود.

The artist's work is unapologetically bold and provocative.

کارهای هنرمند به طور جسورانه و تحریک آمیزی جسورانه و تحریک آمیز است.

She gave an unapologetic speech defending her controversial views.

او سخنرانی دفاع از دیدگاه های جنجالی خود را بدون عذرخواهی ارائه داد.

The company took an unapologetic stance on their decision.

شرکت موضعی بدون عذرخواهی در مورد تصمیم خود اتخاذ کرد.

He has an unapologetic attitude towards his mistakes.

او نسبت به اشتباهات خود نگرشی بدون عذرخواهی دارد.

The book is an unapologetic critique of modern society.

کتاب انتقادی بدون عذرخواهی از جامعه مدرن است.

She faced the challenge with unapologetic determination.

او با قاطعیت بدون عذرخواهی با چالش روبرو شد.

The movie's ending is unapologetically ambiguous.

پایان فیلم به طور غیرقابل توضیحی مبهم است.

He expressed his opinions in an unapologetic manner.

او نظرات خود را به روشی بدون عذرخواهی بیان کرد.

نمونه‌های واقعی

You saw Henry when he was here high-handed, bullying, unapologetic.

شما دیدید که او در اینجا با رفتاری خودسرانه، زورگو و غیرپوزش طلب بود.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 6

Mark Lowen in Sao Paulo says the President is unapologetic.

مارک لوون در سائوپائولو می‌گوید که رئیس جمهور غیرپوزش طلب است.

منبع: BBC Listening Collection May 2021

Italy's longest-serving prime minister was a media tycoon and unapologetic populist.

بلندقدترین نخست وزیر ایتالیا یک چهره رسانه‌ای و پوپولیست غیرپوزش طلب بود.

منبع: The Economist (Summary)

It was unapologetic, brash, and unabashedly confident.

این غیرپوزش طلب، جسور و به طور آشکار با اعتماد به نفس بود.

منبع: 202320

My visions are bold and unapologetic.

دیدگاه‌های من جسورانه و غیرپوزش طلب هستند.

منبع: Tips for Motivational Learning

She's such a scenery tour, and she's so unapologetic.

او چنین سفر توریستی است و بسیار غیرپوزش طلب است.

منبع: Classic styles of celebrities

And the results have been fascinating, because, unapologetic lying aside, this agent was exactly right.

و نتایج جالب بوده اند، زیرا، با کنار گذاشتن دروغگویی غیرپوزش طلب، این عامل کاملاً درست بود.

منبع: TED Talks (Video Edition) November 2018 Collection

But as soon as I said, I am pro-choice and unapologetic about it, said, sign me up.

اما به محض اینکه گفتم من طرفدار انتخاب هستم و در مورد آن غیرپوزش طلب هستم، گفتند، من را ثبت نام کنید.

منبع: Financial Times Podcast

And these women are the reason why, regardless of these statements that my mom faced, she remained unapologetic.

و این زنان دلیل این موضوع هستند که، صرف نظر از این اظهاراتی که مادرم با آنها روبرو شد، او غیرپوزش طلب باقی ماند.

منبع: TED Talks (Video Edition) April 2019 Collection

But as soon as I said, I am pro-choice and unapologetic about it, they said, 'Sign me up'.

اما به محض اینکه گفتم من طرفدار انتخاب هستم و در مورد آن غیرپوزش طلب هستم، آنها گفتند: 'من را ثبت نام کنید'.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید