unrepentant

[ایالات متحده]/ˌʌnrɪˈpentənt/
[بریتانیا]/ˌʌnrɪˈpentənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون پشیمانی یا احساس گناه

جملات نمونه

an unrepentant prodigal son, rioting off to far countries.

یک پسر اسرافکار و توبه نکرده که به کشورهای دوردست هوس‌رانی می‌کند.

He remained unrepentant about his actions despite the consequences.

او با وجود عواقب، همچنان پشیمان نبود.

The criminal was unrepentant during the trial, showing no remorse for his crimes.

متهم در طول دادگاه پشیمانی نشان نداد و برای جنایات خود توبه نکرد.

The unrepentant attitude of the dictator led to further unrest in the country.

حالت غیرپشیمانی دیکتاتور منجر به ناآرامی بیشتر در کشور شد.

She was unrepentant about quitting her job, believing it was the right decision.

او در مورد استعفا از شغلش پشیمان نبود، زیرا معتقد بود که این تصمیم درستی است.

Despite the criticism, he remained unrepentant in his beliefs.

با وجود انتقادات، او همچنان در باورهای خود پشیمان نبود.

The unrepentant thief continued to steal, showing no remorse for his actions.

سارق غیرپشیمان به سرقت ادامه داد و برای اعمال خود توبه نکرد.

The unrepentant attitude of the company towards environmental concerns caused outrage among activists.

حالت غیرپشیمانی شرکت نسبت به مسائل زیست محیطی باعث خشم فعالان شد.

She was unrepentant in her decision to pursue her dreams, regardless of the obstacles.

او در تصمیم خود برای دنبال کردن رویاهایش، صرف نظر از موانع، پشیمان نبود.

The unrepentant student refused to apologize for his disrespectful behavior in class.

دانش آموز غیرپشیمان از عذرخواهی برای رفتار بی‌احترام خود در کلاس درس امتناع کرد.

His unrepentant attitude towards his mistakes hindered his personal growth.

حالت غیرپشیمانی او نسبت به اشتباهاتش، رشد شخصی او را مختل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید