unapplied knowledge
دانش استفادهنشده
unapplied skills
مهارتهای استفادهنشده
unapplied theories
تئوریهای استفادهنشده
unapplied concepts
مفاهیم استفادهنشده
unapplied methods
روشهای استفادهنشده
unapplied principles
اصول استفادهنشده
unapplied techniques
تکنیکهای استفادهنشده
unapplied resources
منابع استفادهنشده
unapplied ideas
ایدههای استفادهنشده
unapplied strategies
استراتژیهای استفادهنشده
the project remains unapplied due to lack of funding.
پروژه به دلیل کمبود بودجه هنوز استفاده نشده باقی مانده است.
many theories are left unapplied in real-world scenarios.
بسیاری از نظریهها در سناریوهای دنیای واقعی استفاده نشده باقی میمانند.
his knowledge of the subject is unapplied in his current job.
دانش او در این زمینه در شغل فعلیاش استفاده نشده است.
there are several techniques that remain unapplied in this field.
چندین تکنیک وجود دارد که در این زمینه استفاده نشده باقی ماندهاند.
the potential benefits of the method are still unapplied.
مزایای بالقوه روش هنوز استفاده نشدهاند.
unapplied skills can lead to frustration in the workplace.
عدم استفاده از مهارتها میتواند منجر به ناامیدی در محیط کار شود.
her insights remain unapplied in the current strategy.
بینشهای او در استراتژی فعلی استفاده نشده باقی میمانند.
many resources are left unapplied in the community.
بسیاری از منابع در جامعه استفاده نشده باقی ماندهاند.
the theory is interesting but remains unapplied in practice.
نظریه جالب است اما در عمل استفاده نشده باقی میماند.
unapplied knowledge can be a missed opportunity for growth.
عدم استفاده از دانش میتواند فرصت از دست رفتهای برای رشد باشد.
unapplied knowledge
دانش استفادهنشده
unapplied skills
مهارتهای استفادهنشده
unapplied theories
تئوریهای استفادهنشده
unapplied concepts
مفاهیم استفادهنشده
unapplied methods
روشهای استفادهنشده
unapplied principles
اصول استفادهنشده
unapplied techniques
تکنیکهای استفادهنشده
unapplied resources
منابع استفادهنشده
unapplied ideas
ایدههای استفادهنشده
unapplied strategies
استراتژیهای استفادهنشده
the project remains unapplied due to lack of funding.
پروژه به دلیل کمبود بودجه هنوز استفاده نشده باقی مانده است.
many theories are left unapplied in real-world scenarios.
بسیاری از نظریهها در سناریوهای دنیای واقعی استفاده نشده باقی میمانند.
his knowledge of the subject is unapplied in his current job.
دانش او در این زمینه در شغل فعلیاش استفاده نشده است.
there are several techniques that remain unapplied in this field.
چندین تکنیک وجود دارد که در این زمینه استفاده نشده باقی ماندهاند.
the potential benefits of the method are still unapplied.
مزایای بالقوه روش هنوز استفاده نشدهاند.
unapplied skills can lead to frustration in the workplace.
عدم استفاده از مهارتها میتواند منجر به ناامیدی در محیط کار شود.
her insights remain unapplied in the current strategy.
بینشهای او در استراتژی فعلی استفاده نشده باقی میمانند.
many resources are left unapplied in the community.
بسیاری از منابع در جامعه استفاده نشده باقی ماندهاند.
the theory is interesting but remains unapplied in practice.
نظریه جالب است اما در عمل استفاده نشده باقی میماند.
unapplied knowledge can be a missed opportunity for growth.
عدم استفاده از دانش میتواند فرصت از دست رفتهای برای رشد باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید