unautomated

[ایالات متحده]/ˌʌnˈɔːtəmeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnˈɔːtəmeɪtɪd/

ترجمه

adj. خودکار نبودن؛ استفاده از فرآیندهای خودکار یا ماشینی نکردن.

عبارات و ترکیب‌ها

unautomated process

فرآیند غیراتوماتیک

unautomated system

سیستم غیراتوماتیک

unautomated task

وظیفه غیراتوماتیک

remains unautomated

همچنان غیراتوماتیک می‌ماند

still unautomated

همچنان غیراتوماتیک است

completely unautomated

کاملاً غیراتوماتیک

unautomated work

کار غیراتوماتیک

unautomated operations

عملیات غیراتوماتیک

unautomated processes

فرآیندهای غیراتوماتیک

mostly unautomated

بیشتر غیراتوماتیک

جملات نمونه

the company decided to keep the process unautomated to preserve jobs.

شرکت تصمیم گرفت فرآیند را بدون اتوماسیون حفظ کند تا مشاغل حفظ شوند.

despite technological advances, many tasks remain stubbornly unautomated.

با وجود پیشرفت‌های فناوری، بسیاری از وظایف به طور یکنواخت بدون اتوماسیون باقی می‌مانند.

the unautomated workflow requires manual data entry by staff members.

فرآیند غیراتوماتیک نیاز به وارد کردن داده‌ها به صورت دستی توسط کارکنان دارد.

an unautomated system provides a necessary backup during power outages.

یک سیستم غیراتوماتیک یک پشتیبانی ضروری در زمان قطع برق فراهم می‌کند.

critical safety checks are intentionally left unautomated to ensure human oversight.

بررسی‌های ایمنی حیاتی به عمد بدون اتوماسیون باقی می‌مانند تا نظارت انسانی تضمین شود.

customers prefer the unautomated service for complex problem resolution.

مشتریان خدمات غیراتوماتیک را برای حل مسائل پیچیده ترجیح می‌دهند.

the factory operates an unautomated assembly line for custom products.

کارخانه یک خط جمع‌آوری غیراتوماتیک برای محصولات سفارشی اجرا می‌کند.

this unautomated database requires constant maintenance by it specialists.

این پایگاه داده غیراتوماتیک نیاز به نگهداری مداوم توسط متخصصان IT دارد.

we face challenges integrating legacy unautomated systems with modern software.

ما با چالش‌هایی مواجه هستیم که در ادغام سیستم‌های غیراتوماتیک قدیمی با نرم‌افزارهای مدرن می‌آید.

the report highlights the risks associated with unautomated financial records.

گزارش خطرات مرتبط با ثبت‌های مالی غیراتوماتیک را روشن می‌کند.

small businesses often rely on unautomated accounting methods due to cost.

کسب و کارهای کوچک اغلب به روش‌های حسابداری غیراتوماتیک وابسته هستند به دلیل هزینه.

his job involves managing tedious, unautomated administrative duties.

وظیفه او شامل مدیریت وظایف اداری خسته‌کننده و غیراتوماتیک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید