unbearably

[ایالات متحده]/ˌʌn'beərəbli/
[بریتانیا]/ʌnˈb ɛrəblɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نمی‌توان تحمل کرد; به گونه‌ای که نمی‌توان تحمل نمود.

عبارات و ترکیب‌ها

unbearably hot

غیر قابل تحمل گرما

unbearably cold

غیر قابل تحمل سرما

unbearably loud

غیر قابل تحمل صدا

unbearably slow

غیر قابل تحمل کند

unbearably crowded

غیر قابل تحمل شلوغ

جملات نمونه

It was unbearably hot in the car.

حضور در ماشین به طرز غیرقابل تحملی گرم بود.

She found it unbearably painful to speak.

او صحبت کردن را به طرز غیرقابل تحملی دردناک یافت.

Fewer people might wander down to the shops when it is unbearably hot but, unlike continental Europe, the UK has mostly been bearably hot.

احتمالاً افراد کمتری برای خرید به مغازه‌ها می‌روند وقتی هوا غیرقابل تحمل است، اما برخلاف اروپای قاره‌ای، بریتانیای کبیر بیشتر اوقات قابل تحمل بوده است.

The heat was unbearably intense.

گرما به طرز غیرقابل تحملی شدید بود.

She found the silence unbearably awkward.

او سکوت را به طرز غیرقابل تحملی عجیب و غریب یافت.

The pain was unbearably sharp.

درد به طرز غیرقابل تحملی شدید بود.

The workload became unbearably heavy.

بار کاری به طرز غیرقابل تحملی سنگین شد.

The suspense was unbearably nerve-wracking.

تعلیق به طرز غیرقابل تحملی آزاردهنده بود.

The grief was unbearably overwhelming.

غم و اندوه به طرز غیرقابل تحملی طاقت‌فرسا بود.

The noise from the construction site was unbearably loud.

صدای محل ساخت و ساز به طرز غیرقابل تحملی بلند بود.

The smell in the room was unbearably foul.

بوی اتاق به طرز غیرقابل تحملی زننده بود.

The loneliness felt unbearably isolating.

تنهایی به طرز غیرقابل تحملی منزوی کننده بود.

The wait for the test results was unbearably nerve-wracking.

انتظار برای نتایج آزمایش به طرز غیرقابل تحملی آزاردهنده بود.

نمونه‌های واقعی

Summertime in India can be unbearably hot.

تابستان در هند می‌تواند به‌شدت طاقت‌فرسا باشد.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation July 2016

Paris today will make it unbearably hot in a few decades.

پاریس امروز باعث می‌شود در عرض چند دهه هوا به‌شدت گرم شود.

منبع: VOA Standard English_Europe

I could smell the unbearably sweet fragrance coming off his chest.

من می‌توانستم عطر به‌شدت شیرین را که از سینه‌اش می‌آمد، حس کنم.

منبع: Twilight: Eclipse

This intensification of the greenhouse effect would make some parts of the world unbearably hot.

تشدید اثر گلخانه‌ای باعث می‌شود بخش‌هایی از جهان به‌شدت گرم شوند.

منبع: If there is a if.

Today's story getting a 10 out of 10, it's unbearably cute.

داستان امروز امتیاز ۱۰ از ۱۰ می‌گیرد، به‌شدت بامزه است.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

Each day was unbearably hot and there was often little to no water around.

هر روز به‌شدت گرم بود و اغلب آب کمی یا اصلا وجود نداشت.

منبع: Mid-Autumn Special Edition

All those people, buildings, and concrete raised the temperature, which made cities unbearably hot.

تمام آن مردم، ساختمان‌ها و بتن باعث افزایش دما شد که باعث شد شهرها به‌شدت گرم شوند.

منبع: One Hundred Thousand Whys

What makes Paris Paris today will make it unbearably hot in a few decades.

آنچه پاریس را پاریس می‌کند، باعث می‌شود در عرض چند دهه هوا به‌شدت گرم شود.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2023 Collection

And for today's story getting a 10 out of 10, something unbearably cute and funny.

و برای داستان امروز که امتیاز ۱۰ از ۱۰ می‌گیرد، چیزی به‌شدت بامزه و خنده‌دار.

منبع: CNN 10 Student English January 2023 Compilation

It's a total rip-off of an American reality show, but the imitation is unbearably clumsy.

یک کپی کلیدی از یک برنامه تلویزیونی آمریکایی است، اما تقلید آن به‌شدت دست و پا چلفتی است.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید