unbelted

[ایالات متحده]/ʌnˈbɛltɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈbɛltɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون کمربند یا کمرکش

عبارات و ترکیب‌ها

unbelted driver

راننده بدون کمربند

unbelted passenger

سرنشین بدون کمربند

unbelted child

کودک بدون کمربند

unbelted vehicle

خودروی بدون کمربند

unbelted occupants

سرنشینان بدون کمربند

unbelted incident

حادثه بدون کمربند

unbelted situation

وضعیت بدون کمربند

unbelted impact

اثرات بدون کمربند

unbelted risks

خطرات بدون کمربند

unbelted statistics

آمار بدون کمربند

جملات نمونه

the unbelted passengers were at greater risk during the crash.

سرنشینان بدون کمربند در هنگام تصادف در معرض خطر بیشتری بودند.

it is illegal to drive with unbelted children in the car.

رانندگی با کودکان بدون کمربند غیرقانونی است.

many injuries could have been prevented if the unbelted riders had worn seatbelts.

بسیاری از آسیب‌ها می‌توانست با استفاده از کمربند توسط سرنشینان بدون کمربند جلوگیری شود.

the report highlighted the dangers of unbelted driving.

گزارش خطرات رانندگی بدون کمربند را برجسته کرد.

unbelted occupants are more likely to be ejected from the vehicle in a collision.

سرنشینان بدون کمربند بیشتر احتمال دارد در برخورد از خودرو پرتاب شوند.

education campaigns focus on the risks associated with unbelted travel.

کمپین‌های آموزشی بر روی خطرات مرتبط با سفر بدون کمربند تمرکز می‌کنند.

statistics show that unbelted individuals face higher fatality rates in accidents.

آمارها نشان می‌دهد که افراد بدون کمربند در تصادفات نرخ مرگ و میر بالاتری دارند.

he was fined for driving with unbelted passengers.

او به دلیل رانندگی با سرنشینان بدون کمربند جریمه شد.

the safety video emphasized the importance of buckling up and the risks of being unbelted.

ویدئوی ایمنی بر اهمیت بستن کمربند و خطرات ناشی از عدم استفاده از کمربند تأکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید