unclasped

[ایالات متحده]/[ʌnˈklæst]/
[بریتانیا]/[ʌnˈklæst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باز کردن (یک قفل)؛ آزاد کردن از یک قفل یا نگه داری.

عبارات و ترکیب‌ها

unclasped hands

دست‌های باز

unclasped necklace

گردنبند باز

unclasping the clasp

باز کردن قفل

unclasped door

در باز

unclasped bracelet

بрас‌بند باز

unclasped quickly

به سرعت باز کردن

unclasped box

کارتن باز

unclasping her coat

باز کردن کت پشتش

unclasped buckle

بuckle باز

unclasped gently

باز کردن با لطافت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید