unbinds

[ایالات متحده]/ʌnˈbaɪndz/
[بریتانیا]/ʌnˈbaɪndz/

ترجمه

v. آزاد کردن یا رها کردن از قید و بند

عبارات و ترکیب‌ها

unbinds the past

گسستن از گذشته

unbinds the mind

گسستن از ذهن

unbinds your heart

گسستن از قلب شما

unbinds from fear

گسستن از ترس

unbinds emotional ties

گسستن از پیوندهای عاطفی

unbinds the soul

گسستن از روح

unbinds the chains

گسستن از زنجیرها

unbinds the spirit

گسستن از روحیه

unbinds old beliefs

گسستن از باورهای قدیمی

unbinds the future

گسستن از آینده

جملات نمونه

the software unbinds the files from the main directory.

نرم‌افزار فایل‌ها را از دایرکتوری اصلی جدا می‌کند.

he unbinds the book to repair its spine.

او کتاب را برای تعمیر ستون فقس آن جدا می‌کند.

the artist unbinds her creativity through various mediums.

هنرمند خلاقیت خود را از طریق رسانه‌های مختلف آزاد می‌کند.

the therapy unbinds emotional trauma from the past.

درمان، آسیب‌های عاطفی گذشته را آزاد می‌کند.

the new policy unbinds restrictions on trade.

سیاست جدید محدودیت‌های تجاری را آزاد می‌کند.

she unbinds her hair after a long day.

او بعد از یک روز طولانی موهایش را باز می‌کند.

the program unbinds the user from the old system.

برنامه کاربر را از سیستم قدیمی جدا می‌کند.

he unbinds the knots in the rope with ease.

او به راحتی گره‌های طناب را باز می‌کند.

the librarian unbinds old books for restoration.

کتابدار کتاب‌های قدیمی را برای بازسازی جدا می‌کند.

the team unbinds their strategy to improve performance.

تیم استراتژی خود را برای بهبود عملکرد آزاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید