unchosen path
مسیر انتخاب نشده
unchosen future
آینده انتخاب نشده
unchosen option
گزینه انتخاب نشده
unchosen career
مسیر شغلی انتخاب نشده
unchosen life
زندگی انتخاب نشده
unchosen candidate
نامزد انتخاب نشده
unchosen role
نقش انتخاب نشده
unchosen course
مسیر تحصیلی انتخاب نشده
unchosen direction
جهت انتخاب نشده
unchosen fate
سرنوشت انتخاب نشده
the path less traveled often leads to unchosen discoveries.
مسیر کمتر طی شده اغلب منجر به کشفهای انتخاب نشده میشود.
he felt a pang of regret over the unchosen career path.
او بر روی مسیر شغلی انتخاب نشده پشیمانی احساس کرد.
there were many unchosen options on the table during the meeting.
در طول جلسه، گزینههای انتخاب نشده زیادی روی میز وجود داشت.
she wondered about the unchosen life she might have led.
او در مورد زندگی انتخاب نشدهای که ممکن بود داشته باشد فکر کرد.
the unchosen candidate had a strong resume and experience.
نامزد انتخاب نشده رزومه و تجربه قوی داشت.
it's interesting to consider the unchosen possibilities in life.
در نظر گرفتن احتمالات انتخاب نشده در زندگی جالب است.
they explored the unchosen avenues for further research.
آنها مسیرهای انتخاب نشده را برای تحقیقات بیشتر بررسی کردند.
the unchosen proposal was ultimately deemed unsuitable.
پیشنهاد انتخاب نشده در نهایت نامناسب تشخیص داده شد.
he made a conscious decision to avoid the unchosen route.
او تصمیم آگاهانه ای برای اجتناب از مسیر انتخاب نشده گرفت.
the unchosen solution remained a viable alternative.
راه حل انتخاب نشده یک جایگزین قابل اجرا باقی ماند.
she considered the unchosen projects for future development.
او پروژه های انتخاب نشده را برای توسعه آینده در نظر گرفت.
unchosen path
مسیر انتخاب نشده
unchosen future
آینده انتخاب نشده
unchosen option
گزینه انتخاب نشده
unchosen career
مسیر شغلی انتخاب نشده
unchosen life
زندگی انتخاب نشده
unchosen candidate
نامزد انتخاب نشده
unchosen role
نقش انتخاب نشده
unchosen course
مسیر تحصیلی انتخاب نشده
unchosen direction
جهت انتخاب نشده
unchosen fate
سرنوشت انتخاب نشده
the path less traveled often leads to unchosen discoveries.
مسیر کمتر طی شده اغلب منجر به کشفهای انتخاب نشده میشود.
he felt a pang of regret over the unchosen career path.
او بر روی مسیر شغلی انتخاب نشده پشیمانی احساس کرد.
there were many unchosen options on the table during the meeting.
در طول جلسه، گزینههای انتخاب نشده زیادی روی میز وجود داشت.
she wondered about the unchosen life she might have led.
او در مورد زندگی انتخاب نشدهای که ممکن بود داشته باشد فکر کرد.
the unchosen candidate had a strong resume and experience.
نامزد انتخاب نشده رزومه و تجربه قوی داشت.
it's interesting to consider the unchosen possibilities in life.
در نظر گرفتن احتمالات انتخاب نشده در زندگی جالب است.
they explored the unchosen avenues for further research.
آنها مسیرهای انتخاب نشده را برای تحقیقات بیشتر بررسی کردند.
the unchosen proposal was ultimately deemed unsuitable.
پیشنهاد انتخاب نشده در نهایت نامناسب تشخیص داده شد.
he made a conscious decision to avoid the unchosen route.
او تصمیم آگاهانه ای برای اجتناب از مسیر انتخاب نشده گرفت.
the unchosen solution remained a viable alternative.
راه حل انتخاب نشده یک جایگزین قابل اجرا باقی ماند.
she considered the unchosen projects for future development.
او پروژه های انتخاب نشده را برای توسعه آینده در نظر گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید