unclaimed

[ایالات متحده]/ʌn'kleɪmd/
[بریتانیا]/ˌʌn'klemd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ادعا نشده; با مالکیت ناشناخته

عبارات و ترکیب‌ها

found unclaimed

یافته بدون مالک

جملات نمونه

She possessed herself of the unclaimed goods.

او کالاها را که ادعایی نشده بود، به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید