unpicked

[ایالات متحده]/ʌn'pɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با درزهای باز؛ انتخاب نشده
v. درزها را باز کردن

جملات نمونه

I unpicked the seams of his trousers.

من درزهای شلوارش را باز کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید