my uncles
عموهای من
visiting uncles
عموهای ملاقات کننده
uncle's house
خانه عمو
thank you, uncles
متشکرم، عموها
meet uncles
با عموها ملاقات کن
help uncles
به عموها کمک کن
uncle's gift
هدیه عمو
proud uncles
عموهای افتخار
uncle's stories
داستان های عمو
love my uncles
عشق من به عموهایم
my uncles often gather for sunday dinner at my grandma's house.
عموی من اغلب برای شام یکشنبه در خانه مادربزرگ جمع می شوند.
we have three uncles on my father's side of the family.
ما سه عمو در سمت پدر خانواده داریم.
my uncles are all very supportive of my career goals.
عموی من از اهداف شغلی من بسیار حمایت می کند.
the uncles started a small business together many years ago.
عموها سالها پیش یک کسب و کار کوچک را با هم شروع کردند.
i really admire the wisdom and experience of my uncles.
من واقعاً به خرد و تجربه عموی خود احترام می گذارم.
my uncles enjoy playing golf and watching sports on tv.
عموی من از بازی گلف و تماشای مسابقات تلویزیونی لذت می برد.
we often ask our uncles for advice on important decisions.
ما اغلب از عموی خود برای مشاوره در مورد تصمیمات مهم می خواهیم.
the uncles reminisced about their childhood memories during the reunion.
عموها در طول دیدار مجدد به خاطرات دوران کودکی خود پرداختند.
my uncles are all skilled in different areas, like carpentry and cooking.
عموی من در زمینه های مختلف مانند نجاری و آشپزی مهارت دارد.
we're looking forward to seeing our uncles at the upcoming wedding.
ما مشتاقانه منتظر دیدن عموی خود در عروسی آینده هستیم.
the uncles shared stories of their travels and adventures.
عموها داستان سفرها و ماجراهای خود را به اشتراک گذاشتند.
my uncles
عموهای من
visiting uncles
عموهای ملاقات کننده
uncle's house
خانه عمو
thank you, uncles
متشکرم، عموها
meet uncles
با عموها ملاقات کن
help uncles
به عموها کمک کن
uncle's gift
هدیه عمو
proud uncles
عموهای افتخار
uncle's stories
داستان های عمو
love my uncles
عشق من به عموهایم
my uncles often gather for sunday dinner at my grandma's house.
عموی من اغلب برای شام یکشنبه در خانه مادربزرگ جمع می شوند.
we have three uncles on my father's side of the family.
ما سه عمو در سمت پدر خانواده داریم.
my uncles are all very supportive of my career goals.
عموی من از اهداف شغلی من بسیار حمایت می کند.
the uncles started a small business together many years ago.
عموها سالها پیش یک کسب و کار کوچک را با هم شروع کردند.
i really admire the wisdom and experience of my uncles.
من واقعاً به خرد و تجربه عموی خود احترام می گذارم.
my uncles enjoy playing golf and watching sports on tv.
عموی من از بازی گلف و تماشای مسابقات تلویزیونی لذت می برد.
we often ask our uncles for advice on important decisions.
ما اغلب از عموی خود برای مشاوره در مورد تصمیمات مهم می خواهیم.
the uncles reminisced about their childhood memories during the reunion.
عموها در طول دیدار مجدد به خاطرات دوران کودکی خود پرداختند.
my uncles are all skilled in different areas, like carpentry and cooking.
عموی من در زمینه های مختلف مانند نجاری و آشپزی مهارت دارد.
we're looking forward to seeing our uncles at the upcoming wedding.
ما مشتاقانه منتظر دیدن عموی خود در عروسی آینده هستیم.
the uncles shared stories of their travels and adventures.
عموها داستان سفرها و ماجراهای خود را به اشتراک گذاشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید