uncles

[ایالات متحده]/[ˈʌŋklz]/
[بریتانیا]/[ˈʌŋklz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خواهرزاده‌ها یا برادرانِ والدین؛ عموهای مادری یا پدری؛ گروهی از عموها.

عبارات و ترکیب‌ها

my uncles

عموهای من

visiting uncles

عموهای ملاقات کننده

uncle's house

خانه عمو

thank you, uncles

متشکرم، عموها

meet uncles

با عموها ملاقات کن

help uncles

به عموها کمک کن

uncle's gift

هدیه عمو

proud uncles

عموهای افتخار

uncle's stories

داستان های عمو

love my uncles

عشق من به عموهایم

جملات نمونه

my uncles often gather for sunday dinner at my grandma's house.

عموی من اغلب برای شام یکشنبه در خانه مادربزرگ جمع می شوند.

we have three uncles on my father's side of the family.

ما سه عمو در سمت پدر خانواده داریم.

my uncles are all very supportive of my career goals.

عموی من از اهداف شغلی من بسیار حمایت می کند.

the uncles started a small business together many years ago.

عموها سالها پیش یک کسب و کار کوچک را با هم شروع کردند.

i really admire the wisdom and experience of my uncles.

من واقعاً به خرد و تجربه عموی خود احترام می گذارم.

my uncles enjoy playing golf and watching sports on tv.

عموی من از بازی گلف و تماشای مسابقات تلویزیونی لذت می برد.

we often ask our uncles for advice on important decisions.

ما اغلب از عموی خود برای مشاوره در مورد تصمیمات مهم می خواهیم.

the uncles reminisced about their childhood memories during the reunion.

عموها در طول دیدار مجدد به خاطرات دوران کودکی خود پرداختند.

my uncles are all skilled in different areas, like carpentry and cooking.

عموی من در زمینه های مختلف مانند نجاری و آشپزی مهارت دارد.

we're looking forward to seeing our uncles at the upcoming wedding.

ما مشتاقانه منتظر دیدن عموی خود در عروسی آینده هستیم.

the uncles shared stories of their travels and adventures.

عموها داستان سفرها و ماجراهای خود را به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید