unclimbable mountain
کوهی غیرقابل صعود
unclimbable wall
دیواری غیرقابل صعود
unclimbable peak
قله غیرقابل صعود
unclimbable rock
سنگ غیرقابل صعود
unclimbable cliff
شیب غیرقابل صعود
unclimbable terrain
زمین غیرقابل صعود
unclimbable obstacle
مانع غیرقابل صعود
unclimbable barriers
مانع غیرقابل صعود
unclimbable heights
ارتفاعات غیرقابل صعود
unclimbable summit
قله سر غیرقابل صعود
the mountain was deemed unclimbable by many experienced climbers.
کوه به نظر غیرقابل صعود توسط بسیاری از کوهنوردان با تجربه تلقی میشد.
despite its unclimbable reputation, some adventurers still attempted the ascent.
با وجود شهرت غیرقابل صعود آن، برخی از ماجراجویان همچنان تلاش کردند تا صعود کنند.
the unclimbable cliff posed a significant challenge for the team.
شیب غیرقابل صعود چالش بزرگی برای تیم ایجاد کرد.
he felt a sense of accomplishment after conquering the unclimbable peak.
او بعد از فتح قله غیرقابل صعود احساس موفقیت کرد.
many believe that the unclimbable rock face is just a myth.
بسیاری معتقدند که دیواره صخرهای غیرقابل صعود فقط یک افسانه است.
the guide warned us about the unclimbable sections of the route.
راهنما ما را در مورد بخشهای غیرقابل صعود مسیر آگاه کرد.
they spent years training for the unclimbable challenge.
آنها سالها برای چالش غیرقابل صعود آموزش دیدند.
scientists studied the geology of the unclimbable mountain.
دانشمندان زمینشناسی کوه غیرقابل صعود را مطالعه کردند.
the legend of the unclimbable tower attracted many explorers.
افسانه برج غیرقابل صعود بسیاری از کاوشگران را جذب کرد.
she was determined to prove that the unclimbable wall could be scaled.
او مصمم بود ثابت کند که میتوان از دیوار غیرقابل صعود بالا رفت.
unclimbable mountain
کوهی غیرقابل صعود
unclimbable wall
دیواری غیرقابل صعود
unclimbable peak
قله غیرقابل صعود
unclimbable rock
سنگ غیرقابل صعود
unclimbable cliff
شیب غیرقابل صعود
unclimbable terrain
زمین غیرقابل صعود
unclimbable obstacle
مانع غیرقابل صعود
unclimbable barriers
مانع غیرقابل صعود
unclimbable heights
ارتفاعات غیرقابل صعود
unclimbable summit
قله سر غیرقابل صعود
the mountain was deemed unclimbable by many experienced climbers.
کوه به نظر غیرقابل صعود توسط بسیاری از کوهنوردان با تجربه تلقی میشد.
despite its unclimbable reputation, some adventurers still attempted the ascent.
با وجود شهرت غیرقابل صعود آن، برخی از ماجراجویان همچنان تلاش کردند تا صعود کنند.
the unclimbable cliff posed a significant challenge for the team.
شیب غیرقابل صعود چالش بزرگی برای تیم ایجاد کرد.
he felt a sense of accomplishment after conquering the unclimbable peak.
او بعد از فتح قله غیرقابل صعود احساس موفقیت کرد.
many believe that the unclimbable rock face is just a myth.
بسیاری معتقدند که دیواره صخرهای غیرقابل صعود فقط یک افسانه است.
the guide warned us about the unclimbable sections of the route.
راهنما ما را در مورد بخشهای غیرقابل صعود مسیر آگاه کرد.
they spent years training for the unclimbable challenge.
آنها سالها برای چالش غیرقابل صعود آموزش دیدند.
scientists studied the geology of the unclimbable mountain.
دانشمندان زمینشناسی کوه غیرقابل صعود را مطالعه کردند.
the legend of the unclimbable tower attracted many explorers.
افسانه برج غیرقابل صعود بسیاری از کاوشگران را جذب کرد.
she was determined to prove that the unclimbable wall could be scaled.
او مصمم بود ثابت کند که میتوان از دیوار غیرقابل صعود بالا رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید