uncoiled

[ایالات متحده]/ʌnˈkɔɪld/
[بریتانیا]/ʌnˈkɔɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر پیچیده یا تابیده
v. زمان گذشته و شکل گذشته participle از uncoil

عبارات و ترکیب‌ها

uncoiled spring

فنر باز شده

uncoiled snake

مار باز شده

uncoiled wire

سیم باز شده

uncoiled rope

طناب باز شده

uncoiled hose

شلنگ باز شده

uncoiled cable

کابل باز شده

uncoiled ribbon

نوارهای باز شده

uncoiled thread

نخ باز شده

uncoiled chain

زنجیر باز شده

uncoiled garden hose

شلنگ باغبانی باز شده

جملات نمونه

the snake uncoiled slowly from its resting spot.

مار با حرکتی آرام از جای استراحت خود باز شد.

as the vine uncoiled, it revealed beautiful flowers.

همانطور که تاک باز می‌شد، گل‌های زیبایی نمایان می‌شد.

the spring uncoiled with a satisfying snap.

فنر با صدای رضایتبخشی باز شد.

he uncoiled the rope to start his climbing adventure.

او طناب را باز کرد تا ماجراجویی صعود خود را آغاز کند.

the artist uncoiled the wire to create a sculpture.

هنرمند سیم را باز کرد تا مجسمه‌ای خلق کند.

the story uncoiled layer by layer, revealing the truth.

داستان لایه به لایه باز شد و حقیقت را آشکار کرد.

with a gentle tug, the cable uncoiled easily.

با یک کشش ملایم، کابل به راحتی باز شد.

as the film uncoiled, the audience was captivated.

همانطور که فیلم باز می‌شد، مخاطبان مجذوب می‌شدند.

the dancer uncoiled like a ribbon in the wind.

رقصنده مانند یک روبان در باد باز شد.

the tension in the wire uncoiled, restoring its shape.

ناپایداری در سیم باز شد و شکل آن را بازگرداند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید