uncoiled spring
فنر باز شده
uncoiled snake
مار باز شده
uncoiled wire
سیم باز شده
uncoiled rope
طناب باز شده
uncoiled hose
شلنگ باز شده
uncoiled cable
کابل باز شده
uncoiled ribbon
نوارهای باز شده
uncoiled thread
نخ باز شده
uncoiled chain
زنجیر باز شده
uncoiled garden hose
شلنگ باغبانی باز شده
the snake uncoiled slowly from its resting spot.
مار با حرکتی آرام از جای استراحت خود باز شد.
as the vine uncoiled, it revealed beautiful flowers.
همانطور که تاک باز میشد، گلهای زیبایی نمایان میشد.
the spring uncoiled with a satisfying snap.
فنر با صدای رضایتبخشی باز شد.
he uncoiled the rope to start his climbing adventure.
او طناب را باز کرد تا ماجراجویی صعود خود را آغاز کند.
the artist uncoiled the wire to create a sculpture.
هنرمند سیم را باز کرد تا مجسمهای خلق کند.
the story uncoiled layer by layer, revealing the truth.
داستان لایه به لایه باز شد و حقیقت را آشکار کرد.
with a gentle tug, the cable uncoiled easily.
با یک کشش ملایم، کابل به راحتی باز شد.
as the film uncoiled, the audience was captivated.
همانطور که فیلم باز میشد، مخاطبان مجذوب میشدند.
the dancer uncoiled like a ribbon in the wind.
رقصنده مانند یک روبان در باد باز شد.
the tension in the wire uncoiled, restoring its shape.
ناپایداری در سیم باز شد و شکل آن را بازگرداند.
uncoiled spring
فنر باز شده
uncoiled snake
مار باز شده
uncoiled wire
سیم باز شده
uncoiled rope
طناب باز شده
uncoiled hose
شلنگ باز شده
uncoiled cable
کابل باز شده
uncoiled ribbon
نوارهای باز شده
uncoiled thread
نخ باز شده
uncoiled chain
زنجیر باز شده
uncoiled garden hose
شلنگ باغبانی باز شده
the snake uncoiled slowly from its resting spot.
مار با حرکتی آرام از جای استراحت خود باز شد.
as the vine uncoiled, it revealed beautiful flowers.
همانطور که تاک باز میشد، گلهای زیبایی نمایان میشد.
the spring uncoiled with a satisfying snap.
فنر با صدای رضایتبخشی باز شد.
he uncoiled the rope to start his climbing adventure.
او طناب را باز کرد تا ماجراجویی صعود خود را آغاز کند.
the artist uncoiled the wire to create a sculpture.
هنرمند سیم را باز کرد تا مجسمهای خلق کند.
the story uncoiled layer by layer, revealing the truth.
داستان لایه به لایه باز شد و حقیقت را آشکار کرد.
with a gentle tug, the cable uncoiled easily.
با یک کشش ملایم، کابل به راحتی باز شد.
as the film uncoiled, the audience was captivated.
همانطور که فیلم باز میشد، مخاطبان مجذوب میشدند.
the dancer uncoiled like a ribbon in the wind.
رقصنده مانند یک روبان در باد باز شد.
the tension in the wire uncoiled, restoring its shape.
ناپایداری در سیم باز شد و شکل آن را بازگرداند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید