uncompassion

[ایالات متحده]/ˌʌnkəmˈpæʃən/
[بریتانیا]/ˌʌnkəmˈpæʃən/

ترجمه

adj. شامل نمی‌شود؛ حذف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cold uncompassion

بی‌رحیمی سرد

show uncompassion

بی‌رحیمی نشان دادن

feel uncompassion

بی‌رحیمی احساس کردن

deep uncompassion

بی‌رحیمی عمیق

uncompassionate act

عمل بی‌رحیم

uncompassionate words

کلمات بی‌رحیم

uncompassionate tone

نبرد بی‌رحیم

uncompassionately speaking

به‌طور بی‌رحیم گفتن

uncompassionate behavior

رفتار بی‌رحیم

جملات نمونه

the policy was enforced with cold uncompassion, ignoring the hardship it caused.

این سیاست با بی‌رحمی سرد اجرا شد و آسیبی که به آن ایجاد می‌کرد را نادیده گرفت.

his tone carried an air of uncompassion when he dismissed their plea for help.

وقتی درخواست کمک آن‌ها را رد کرد، صدای او حمله‌ای از بی‌رحمی داشت.

the committee showed uncompassion toward the victims, offering no meaningful support.

کمیته نسبت به قربانیان بی‌رحمی نشان داد و هیچ حمایتی معنی‌داری ارائه نکرد.

she met his grief with uncompassion, treating it like an inconvenience.

او با بی‌رحمی به افسردگی او پاسخ داد و آن را مانند یک ناتوانی در نظر گرفت.

public outrage grew as officials responded with uncompassion to the disaster.

وقتی مقامات با بی‌رحمی به بحران پاسخ دادند، غضب عمومی افزایش یافت.

the landlord acted with uncompassion, refusing extra time for the rent.

مالک املاک با بی‌رحمی رفتار کرد و زمان اضافی برای پرداخت اجاره را رد کرد.

in the report, her story was reduced to numbers, stripped of compassion and full of uncompassion.

در گزارش، داستان او به اعداد کاهش یافت، از همدلی محروم شد و پر از بی‌رحمی بود.

he spoke with uncompassion about the unemployed, blaming them for their situation.

او درباره بی‌کاران با بی‌رحمی صحبت کرد و آن‌ها را به دلیل وضعیت خود می‌ blame کرد.

their uncompassion was evident in the harsh comments that followed the mistake.

بی‌رحمی آن‌ها در نظرات سخت‌گیرانه‌ای که پس از خطا شدید بود، آشکار بود.

the judge’s ruling seemed driven by uncompassion rather than fairness or mercy.

قرار داد قاضی به نظر می‌رسد که توسط بی‌رحمی به جای عدالت یا رحمت، هدایت شده است.

we felt the uncompassion of the system when our appeal was rejected without review.

وقتی درخواست ما بدون بررسی رد شد، بی‌رحمی سیستم را احساس کردیم.

her uncompassion toward the sick shocked everyone who heard her remarks.

بی‌رحمی او نسبت به بیماران تمام کسانی را که گوش دادند، شوک زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید