unconceived idea
ایدهای که مطرح نشده است
unconceived possibilities
احتمالات مطرح نشده
quite unconceived
کاملاً مطرح نشده
unconceived future
آیندهای که مطرح نشده است
unconceived plan
برنامهای که مطرح نشده است
unconceived project
پروژهای که مطرح نشده است
unconceived design
طراحیای که مطرح نشده است
unconceived solution
راهحلی که مطرح نشده است
unconceived work
کاری که مطرح نشده است
unconceived scope
دامنه مطرح نشده
the possibilities were vast, far beyond what had been unconceived.
احتمالات بسیار زیاد و بسیار فراتر از آنچه تصور نشده بود، بودند.
their success was due to strategies previously unconceived by the competition.
موفقیت آنها به دلیل استراتژیهایی بود که پیش از این توسط رقبا تصور نشده بود.
the artist sought to portray emotions unconceived in traditional art.
هنرمند به دنبال به تصویر کشیدن احساساتی بود که در هنر سنتی تصور نشده بود.
the novel explored themes largely unconceived in science fiction before.
رمان مضامینی را بررسی کرد که پیش از این در ژانر علمی تخیلی به طور گستردهای تصور نشده بود.
it was a solution so elegant, it was almost entirely unconceived.
این یک راه حل بسیار زیبا بود که تقریباً کاملاً تصور نشده بود.
the project required a level of innovation previously unconceived by the team.
این پروژه به سطح نوآوری نیاز داشت که پیش از این توسط تیم تصور نشده بود.
the sheer scale of the undertaking was initially unconceived.
مقیاس پروژه در ابتدا به طور کامل تصور نشده بود.
the implications of the discovery were initially unconceived by the scientists.
پیامدهای کشف در ابتدا توسط دانشمندان تصور نشده بود.
the beauty of the landscape was something utterly unconceived.
زیبایی منظره چیزی بود که کاملاً تصور نمیشد.
the complexity of the problem remained largely unconceived at first.
پیچیدگی مشکل در ابتدا به طور گستردهای تصور نشده بود.
the potential benefits were initially unconceived by the stakeholders.
مزایای بالقوه در ابتدا توسط ذینفعان تصور نشده بود.
unconceived idea
ایدهای که مطرح نشده است
unconceived possibilities
احتمالات مطرح نشده
quite unconceived
کاملاً مطرح نشده
unconceived future
آیندهای که مطرح نشده است
unconceived plan
برنامهای که مطرح نشده است
unconceived project
پروژهای که مطرح نشده است
unconceived design
طراحیای که مطرح نشده است
unconceived solution
راهحلی که مطرح نشده است
unconceived work
کاری که مطرح نشده است
unconceived scope
دامنه مطرح نشده
the possibilities were vast, far beyond what had been unconceived.
احتمالات بسیار زیاد و بسیار فراتر از آنچه تصور نشده بود، بودند.
their success was due to strategies previously unconceived by the competition.
موفقیت آنها به دلیل استراتژیهایی بود که پیش از این توسط رقبا تصور نشده بود.
the artist sought to portray emotions unconceived in traditional art.
هنرمند به دنبال به تصویر کشیدن احساساتی بود که در هنر سنتی تصور نشده بود.
the novel explored themes largely unconceived in science fiction before.
رمان مضامینی را بررسی کرد که پیش از این در ژانر علمی تخیلی به طور گستردهای تصور نشده بود.
it was a solution so elegant, it was almost entirely unconceived.
این یک راه حل بسیار زیبا بود که تقریباً کاملاً تصور نشده بود.
the project required a level of innovation previously unconceived by the team.
این پروژه به سطح نوآوری نیاز داشت که پیش از این توسط تیم تصور نشده بود.
the sheer scale of the undertaking was initially unconceived.
مقیاس پروژه در ابتدا به طور کامل تصور نشده بود.
the implications of the discovery were initially unconceived by the scientists.
پیامدهای کشف در ابتدا توسط دانشمندان تصور نشده بود.
the beauty of the landscape was something utterly unconceived.
زیبایی منظره چیزی بود که کاملاً تصور نمیشد.
the complexity of the problem remained largely unconceived at first.
پیچیدگی مشکل در ابتدا به طور گستردهای تصور نشده بود.
the potential benefits were initially unconceived by the stakeholders.
مزایای بالقوه در ابتدا توسط ذینفعان تصور نشده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید