unthought

[ایالات متحده]/ʌnθɔːt/
[بریتانیا]/ʌnθɔt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون تفکر یا بررسی

عبارات و ترکیب‌ها

unthought thoughts

افکار ناگفته

unthought ideas

ایده‌های ناگفته

unthought feelings

احساسات ناگفته

unthought actions

اقدامات ناگفته

unthought consequences

پیامدهای ناگفته

unthought responses

واکنش‌های ناگفته

unthought choices

انتخاب‌های ناگفته

unthought plans

برنامه‌های ناگفته

unthought beliefs

باورهای ناگفته

unthought perspectives

دیدگاه‌های ناگفته

جملات نمونه

some decisions are made unthought, leading to unexpected consequences.

تصمیم‌هایی هستند که بدون فکر گرفته می‌شوند و منجر به عواقب غیرمنتظره می‌شوند.

her unthought remarks often caused misunderstandings.

اظهارات ناگهبانی او اغلب باعث سوء تفاهم می‌شد.

he acted on unthought impulses, which sometimes got him into trouble.

او بر اساس غرایز ناگهانی عمل می‌کرد که گاهی اوقات او را در دردسر می‌انداخت.

unthought actions can lead to regret later on.

اقدامات ناگهبانی می‌توانند منجر به پشیمانی در آینده شوند.

in a rush, i made some unthought choices.

در شتاب، تصمیمات ناگهبانی گرفتم.

her unthought laughter filled the room with joy.

خنده‌های ناگهبانی او اتاق را با شادی پر کرد.

unthought comments can sometimes hurt feelings.

نظرات ناگهبانی گاهی اوقات می‌توانند باعث ناراحتی دیگران شوند.

he often makes unthought statements during meetings.

او اغلب در جلسات، اظهارات ناگهبانی می‌کند.

the unthought consequences of his actions were daunting.

عواقب ناگهبانی اعمال او بسیار ترسناک بودند.

sometimes, unthought words can be the most powerful.

گاهی اوقات، کلمات ناگهبانی می‌توانند قدرتمندترین باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید