unconstraint

[ایالات متحده]/ʌn.kənˈstreɪnt/
[بریتانیا]/ʌn.kənˈstreɪnt/

ترجمه

n. عدم وجود محدودیت یا قید؛ آزادی از قید و بند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

unconstraint environment

محیط بدون محدودیت

unconstraint creativity

خلاقیت بدون محدودیت

unconstraint freedom

آزادی بدون محدودیت

unconstraint growth

رشد بدون محدودیت

unconstraint choice

انتخاب بدون محدودیت

unconstraint expression

ابراز وجود بدون محدودیت

unconstraint access

دسترسی بدون محدودیت

unconstraint exploration

اکتشاف بدون محدودیت

unconstraint interaction

تعامل بدون محدودیت

unconstraint behavior

رفتار بدون محدودیت

جملات نمونه

living in unconstraint allows for greater creativity.

زندگی در بی‌قید و بند، امکان خلاقیت بیشتر را فراهم می‌کند.

he felt a sense of unconstraint while traveling alone.

او در حالی که به تنهایی سفر می‌کرد، احساس آزادی و بی‌قید و بند کرد.

unconstraint in thought leads to innovative ideas.

آزادی در تفکر منجر به ایده‌های نوآورانه می‌شود.

she enjoyed the unconstraint of working from home.

او از آزادی و بی‌قید و بند کار کردن از خانه لذت برد.

the artist thrived in an environment of unconstraint.

هنرمند در محیطی با آزادی و بی‌قید و بند شکوفا شد.

unconstraint in lifestyle can lead to unexpected adventures.

آزادی در سبک زندگی می‌تواند منجر به ماجراجویی‌های غیرمنتظره شود.

finding unconstraint in daily routines can enhance happiness.

پیدا کردن آزادی در روال‌های روزمره می‌تواند شادی را افزایش دهد.

unconstraint in decision-making can be both liberating and risky.

آزادی در تصمیم‌گیری می‌تواند هم رهایی‌بخش و هم خطرناک باشد.

he appreciated the unconstraint of expressing his opinions freely.

او از آزادی بیان آزادانه نظرات خود قدردانی می‌کرد.

unconstraint is essential for personal growth and exploration.

آزادی برای رشد و کشف شخصی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید