uncontagious person
شخص غیروباکتریایی
uncontagious illness
بیماری غیروباکتریایی
uncontagious condition
وضعیت غیروباکتریایی
uncontagious case
مورد غیروباکتریایی
uncontagious symptoms
симptomهای غیروباکتریایی
uncontagious rash
پوستههای غیروباکتریایی
uncontagious patient
بیمار غیروباکتریایی
uncontagious infection
عفونت غیروباکتریایی
uncontagious disease
بیماری غیروباکتریایی
uncontagious exposure
معرض شدن غیروباکتریایی
the doctor confirmed the rash was uncontagious and safe for the family.
دکتر تأیید کرد که پوستهای بیخطر و غیر قابل انتقال برای خانواده است.
after the lab results came back, they reassured everyone it was uncontagious.
پس از دریافت نتایج آزمایشگاهی، آنها به همه اطمینان دادند که غیر قابل انتقال است.
he returned to work once the clinic certified his condition as uncontagious.
وقتی کلینیک وضعیت او را غیر قابل انتقال تأیید کرد، او به کار بازگشت.
the nurse explained that the infection was uncontagious and required no isolation.
پرستار توضیح داد که عفونت غیر قابل انتقال است و نیازی به جداسازی ندارد.
they posted a notice stating the illness was uncontagious to calm the staff.
آنها یک اطلاعرسانی قرار دادند که بیماری غیر قابل انتقال است تا کارکنان را آرام کنند.
her dermatologist said the spots were uncontagious and would fade with treatment.
پوستشناس او گفت که لکهها غیر قابل انتقال هستند و با درمان کاهش خواهند یافت.
the vet told us the skin issue was uncontagious, so the other pets were fine.
دکتر حیوانات گفت که مشکل پوست غیر قابل انتقال است، بنابراین حیوانات دیگر در حالت خوبی هستند.
to avoid panic, the principal clarified that the outbreak was uncontagious.
برای جلوگیری از وحشت، مدیر مدرسه روشن کرد که این بروز غیر قابل انتقال است.
she felt relieved to hear the cough was uncontagious and allergy related.
او احساس راحتی کرد که گلودکش غیر قابل انتقال و مربوط به حساسیت است.
the pharmacist noted that the condition was uncontagious but still uncomfortable.
داروساز یادآوری کرد که این وضعیت غیر قابل انتقال است اما هنوز ناراحتکننده است.
even though the lesion looked alarming, the specialist said it was uncontagious.
هر چند که لکه نگرانکننده به نظر میرسید، متخصص گفت که غیر قابل انتقال است.
they allowed visitors after confirming the patient was uncontagious.
پس از تأیید اینکه بیمار غیر قابل انتقال است، آنها بازدیدکنندگان را اجازه دادند.
uncontagious person
شخص غیروباکتریایی
uncontagious illness
بیماری غیروباکتریایی
uncontagious condition
وضعیت غیروباکتریایی
uncontagious case
مورد غیروباکتریایی
uncontagious symptoms
симptomهای غیروباکتریایی
uncontagious rash
پوستههای غیروباکتریایی
uncontagious patient
بیمار غیروباکتریایی
uncontagious infection
عفونت غیروباکتریایی
uncontagious disease
بیماری غیروباکتریایی
uncontagious exposure
معرض شدن غیروباکتریایی
the doctor confirmed the rash was uncontagious and safe for the family.
دکتر تأیید کرد که پوستهای بیخطر و غیر قابل انتقال برای خانواده است.
after the lab results came back, they reassured everyone it was uncontagious.
پس از دریافت نتایج آزمایشگاهی، آنها به همه اطمینان دادند که غیر قابل انتقال است.
he returned to work once the clinic certified his condition as uncontagious.
وقتی کلینیک وضعیت او را غیر قابل انتقال تأیید کرد، او به کار بازگشت.
the nurse explained that the infection was uncontagious and required no isolation.
پرستار توضیح داد که عفونت غیر قابل انتقال است و نیازی به جداسازی ندارد.
they posted a notice stating the illness was uncontagious to calm the staff.
آنها یک اطلاعرسانی قرار دادند که بیماری غیر قابل انتقال است تا کارکنان را آرام کنند.
her dermatologist said the spots were uncontagious and would fade with treatment.
پوستشناس او گفت که لکهها غیر قابل انتقال هستند و با درمان کاهش خواهند یافت.
the vet told us the skin issue was uncontagious, so the other pets were fine.
دکتر حیوانات گفت که مشکل پوست غیر قابل انتقال است، بنابراین حیوانات دیگر در حالت خوبی هستند.
to avoid panic, the principal clarified that the outbreak was uncontagious.
برای جلوگیری از وحشت، مدیر مدرسه روشن کرد که این بروز غیر قابل انتقال است.
she felt relieved to hear the cough was uncontagious and allergy related.
او احساس راحتی کرد که گلودکش غیر قابل انتقال و مربوط به حساسیت است.
the pharmacist noted that the condition was uncontagious but still uncomfortable.
داروساز یادآوری کرد که این وضعیت غیر قابل انتقال است اما هنوز ناراحتکننده است.
even though the lesion looked alarming, the specialist said it was uncontagious.
هر چند که لکه نگرانکننده به نظر میرسید، متخصص گفت که غیر قابل انتقال است.
they allowed visitors after confirming the patient was uncontagious.
پس از تأیید اینکه بیمار غیر قابل انتقال است، آنها بازدیدکنندگان را اجازه دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید