uninfectious

[ایالات متحده]/ˌʌnɪnˈfekʃəs/
[بریتانیا]/ˌʌnɪnˈfekʃəs/

ترجمه

adj. ناکهه؛ قادر به انتقال عفونت یا بیماری نیست.

جملات نمونه

the disease is now uninfectious and poses no threat to the public.

این بیماری اکنون بی‌عدویت است و خطری برای عموم جامعه نمی‌کند.

patients are considered uninfectious after completing the treatment course.

بیماران پس از پایان دوره درمان به عنوان بی‌عدویت در نظر گرفته می‌شوند.

the virus becomes uninfectious when exposed to high temperatures.

ویروس زمانی بی‌عدویت می‌شود که به دمای بالا مواجه شود.

health officials declared the area uninfectious.

مسئولان بهداشت این منطقه را بی‌عدویت اعلام کردند.

the uninfectious nature of the illness allowed schools to reopen.

بی‌عدویت بودن این بیماری باعث بازگشایی مدارس شد.

scientists developed an uninfectious form of the vaccine.

دانشمندان یک نوع بی‌عدویت از واکسن را توسعه دادند.

blood tests confirmed that the patient was uninfectious.

آزمایش‌های خون تأیید کرد که بیمار بی‌عدویت است.

the uninfectious strain of the bacteria is harmless.

این رشته‌ی بی‌عدویت باکتری بی‌خطر است.

after 48 hours, the patient was deemed uninfectious.

پس از 48 ساعت، بیمار به عنوان بی‌عدویت شناخته شد.

the uninfectious phase of the disease lasts for several weeks.

فاز بی‌عدویت این بیماری چند هفته طول می‌کشد.

public health guidelines state that uninfectious individuals can return to normal activities.

راهنمایی‌های بهداشت عمومی می‌گوید که افراد بی‌عدویت می‌توانند به فعالیت‌های معمول خود بازگردند.

the laboratory created an uninfectious version of the pathogen for research.

آزمایشگاه یک نسخه‌ی بی‌عدویت از میکروب را برای تحقیق ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید