uncoverer

[ایالات متحده]/ʌnˈkʌvərə/
[بریتانیا]/ʌnˈkʌvər/

ترجمه

n. شخصی که چیزی را کشف یا فاش می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

key uncoverer

گنجشک کشف کننده

truth uncoverer

کشف کننده حقیقت

secret uncoverer

کشف کننده راز

hidden uncoverer

کشف کننده پنهان

great uncoverer

کشف کننده بزرگ

mystery uncoverer

کشف کننده رمز و راز

knowledge uncoverer

کشف کننده دانش

fact uncoverer

کشف کننده واقعیت

hidden truth uncoverer

کشف کننده پنهان حقیقت

insight uncoverer

کشف کننده بینش

جملات نمونه

the uncoverer of hidden truths often faces challenges.

افرینش‌کننده حقایق پنهان اغلب با چالش‌ها روبرو می‌شود.

an uncoverer of ancient artifacts can change history.

کشف‌کننده آثار باستانی می‌تواند تاریخ را تغییر دهد.

being an uncoverer requires dedication and patience.

کشف‌کننده بودن نیاز به تعهد و صبر دارد.

the uncoverer of secrets must be careful with their findings.

کشف‌کننده اسرار باید در برخورد با یافته‌های خود محتاط باشد.

he is known as the uncoverer of the truth behind the scandal.

او به عنوان کسی که حقیقت پشت رسوایی را کشف کرد، شناخته می‌شود.

many uncoverers have made significant contributions to science.

بسیاری از کشف‌کنندگان کمک‌های قابل توجهی به علم کرده‌اند.

the uncoverer of new species is often celebrated.

کشف‌کننده گونه‌های جدید اغلب مورد تحسین قرار می‌گیرد.

as an uncoverer, she published her findings in a journal.

همانطور که یک کشف‌کننده، او یافته‌های خود را در یک مجله منتشر کرد.

the uncoverer of the mystery received a reward.

کشف‌کننده معما جایزه دریافت کرد.

every uncoverer has a unique story to tell.

هر کشف‌کننده داستانی منحصر به فرد برای گفتن دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید