undefeated

[ایالات متحده]/ˌʌndɪˈfiːtɪd/
[بریتانیا]/ˌʌndɪˈfiːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بازی یا مسابقه ای را از دست نداده است

عبارات و ترکیب‌ها

undefeated champion

قهرمان شکست‌ناپذیر

undefeated record

رکورد شکست‌ناپذیر

undefeated team

تیم شکست‌ناپذیر

undefeated fighter

جنگجوی شکست‌ناپذیر

undefeated season

فصل شکست‌ناپذیر

undefeated streak

رکورد طولانی شکست‌ناپذیر

undefeated player

بازیکن شکست‌ناپذیر

undefeated status

وضعیت شکست‌ناپذیر

undefeated legacy

میراث شکست‌ناپذیر

undefeated spirit

روحیه شکست‌ناپذیر

جملات نمونه

the team remains undefeated this season.

تیم همچنان در این فصل شکست‌ناپذیر مانده است.

she has an undefeated record in her boxing career.

او سابقه شکست‌ناپذیری در دوران بوکس خود دارد.

his undefeated spirit inspires everyone around him.

روحیه شکست‌ناپذیر او الهام‌بخش همه اطرافیانش است.

the undefeated champion was celebrated by fans.

قهرمان شکست‌ناپذیر توسط طرفداران مورد استقبال قرار گرفت.

they are known for their undefeated streak in the tournament.

آنها به دلیل سلسلة شکست‌ناپذیری خود در مسابقات شناخته شده‌اند.

he fought hard to remain undefeated in the competition.

او برای باقی ماندن در مسابقات شکست‌ناپذیر سخت جنگید.

the undefeated athlete trains rigorously every day.

ورزشکار شکست‌ناپذیر هر روز به طور جدی تمرین می‌کند.

despite challenges, her undefeated attitude never wavers.

با وجود چالش‌ها، نگرش شکست‌ناپذیر او هرگز تغییر نمی‌کند.

the undefeated record is a testament to their hard work.

سابقه شکست‌ناپذیری نشان‌دهنده تلاش سخت آنها است.

being undefeated gives the team a psychological advantage.

شکست‌ناپذیر بودن به تیم یک مزیت روانی می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید