unsent message
پیام ارسالی نشده
unsent email
ایمیل ارسالی نشده
unsent text
پیامک ارسالی نشده
unsent draft
نسخه پیشنویس ارسالی نشده
unsent note
یادداشت ارسالی نشده
unsent file
فایل ارسالی نشده
unsent request
درخواست ارسالی نشده
unsent invitation
دعوتنامه ارسالی نشده
unsent comment
نظری ارسالی نشده
unsent reminder
یادآوری ارسالی نشده
i found an unsent message in my drafts.
من یک پیامک ارسالی نشده در پیشنویسهایم پیدا کردم.
she regrets not sending the unsent letter.
او پشیمان است که نامه ارسالی نشده را نفرستاده است.
his unsent texts revealed his true feelings.
پیامکهای ارسالی نشده او احساسات واقعیاش را نشان داد.
they discovered the unsent emails were important.
آنها متوجه شدند ایمیلهای ارسالی نشده مهم هستند.
the unsent invitations piled up in her inbox.
دعوتنامههای ارسالی نشده در صندوق ورودی او جمع شدند.
after the argument, he wrote an unsent apology.
بعد از بحث، او یک عذرخواهی ارسالی نشده نوشت.
she often revisits her unsent messages for closure.
او اغلب پیامهای ارسالی نشده خود را برای آرامش دوباره بررسی میکند.
his unsent notes were filled with regrets.
یادداشتهای ارسالی نشده او پر از پشیمانی بود.
the unsent reminders helped her stay organized.
یادآورهای ارسالی نشده به او کمک کرد تا منظم بماند.
she finally decided to send the unsent email.
او بالاخره تصمیم گرفت ایمیل ارسالی نشده را ارسال کند.
unsent message
پیام ارسالی نشده
unsent email
ایمیل ارسالی نشده
unsent text
پیامک ارسالی نشده
unsent draft
نسخه پیشنویس ارسالی نشده
unsent note
یادداشت ارسالی نشده
unsent file
فایل ارسالی نشده
unsent request
درخواست ارسالی نشده
unsent invitation
دعوتنامه ارسالی نشده
unsent comment
نظری ارسالی نشده
unsent reminder
یادآوری ارسالی نشده
i found an unsent message in my drafts.
من یک پیامک ارسالی نشده در پیشنویسهایم پیدا کردم.
she regrets not sending the unsent letter.
او پشیمان است که نامه ارسالی نشده را نفرستاده است.
his unsent texts revealed his true feelings.
پیامکهای ارسالی نشده او احساسات واقعیاش را نشان داد.
they discovered the unsent emails were important.
آنها متوجه شدند ایمیلهای ارسالی نشده مهم هستند.
the unsent invitations piled up in her inbox.
دعوتنامههای ارسالی نشده در صندوق ورودی او جمع شدند.
after the argument, he wrote an unsent apology.
بعد از بحث، او یک عذرخواهی ارسالی نشده نوشت.
she often revisits her unsent messages for closure.
او اغلب پیامهای ارسالی نشده خود را برای آرامش دوباره بررسی میکند.
his unsent notes were filled with regrets.
یادداشتهای ارسالی نشده او پر از پشیمانی بود.
the unsent reminders helped her stay organized.
یادآورهای ارسالی نشده به او کمک کرد تا منظم بماند.
she finally decided to send the unsent email.
او بالاخره تصمیم گرفت ایمیل ارسالی نشده را ارسال کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید