unsent

[ایالات متحده]/ʌnˈsɛnt/
[بریتانیا]/ʌnˈsɛnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ارسال نشده یا فرستاده نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unsent message

پیام ارسالی نشده

unsent email

ایمیل ارسالی نشده

unsent text

پیامک ارسالی نشده

unsent draft

نسخه پیش‌نویس ارسالی نشده

unsent note

یادداشت ارسالی نشده

unsent file

فایل ارسالی نشده

unsent request

درخواست ارسالی نشده

unsent invitation

دعوتنامه ارسالی نشده

unsent comment

نظری ارسالی نشده

unsent reminder

یادآوری ارسالی نشده

جملات نمونه

i found an unsent message in my drafts.

من یک پیامک ارسالی نشده در پیش‌نویس‌هایم پیدا کردم.

she regrets not sending the unsent letter.

او پشیمان است که نامه ارسالی نشده را نفرستاده است.

his unsent texts revealed his true feelings.

پیامک‌های ارسالی نشده او احساسات واقعی‌اش را نشان داد.

they discovered the unsent emails were important.

آنها متوجه شدند ایمیل‌های ارسالی نشده مهم هستند.

the unsent invitations piled up in her inbox.

دعوت‌نامه‌های ارسالی نشده در صندوق ورودی او جمع شدند.

after the argument, he wrote an unsent apology.

بعد از بحث، او یک عذرخواهی ارسالی نشده نوشت.

she often revisits her unsent messages for closure.

او اغلب پیام‌های ارسالی نشده خود را برای آرامش دوباره بررسی می‌کند.

his unsent notes were filled with regrets.

یادداشت‌های ارسالی نشده او پر از پشیمانی بود.

the unsent reminders helped her stay organized.

یادآورهای ارسالی نشده به او کمک کرد تا منظم بماند.

she finally decided to send the unsent email.

او بالاخره تصمیم گرفت ایمیل ارسالی نشده را ارسال کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید