undenied truth
حقیقتی که انکار نمیشود
undenied fact
حقیقتی که انکار نمیشود
undenied evidence
دلیلی که انکار نمیشود
undenied reality
واقعیتی که انکار نمیشود
undenied success
موفقیتی که انکار نمیشود
undenied authority
اصلیتی که انکار نمیشود
undenied claim
این ادعا انکار نمیشود
undenied guilt
گناهی که انکار نمیشود
undenied love
عشقی که انکار نمیشود
undenied talent
талانتی که انکار نمیشود
her courage was undenied by everyone in the room.
شجاعت او توسط همه افراد در اتاق انکار نمیشد.
the evidence was undenied, and the jury reached a swift verdict.
دلایل انکار نمیشد و هیئت محاکمه به حکمی سریع رسید.
his talent remained undenied despite the harsh reviews.
به رغم نقدهای سخت، استعداد او انکار نمیشد.
the facts stood undenied after the documents were released.
پس از انتشار اسناد، واقعیتها انکار نمیشد.
her authority was undenied in the negotiations.
اقدامات او در مذاکرات انکار نمیشد.
their contribution went undenied by the entire team.
همه تیم اقدامات آنها را انکار نمیکرد.
his guilt was undenied once the footage surfaced.
پس از اینکه فیلمبرداری منتشر شد، خطا او انکار نمیشد.
the results were undenied, even by the most skeptical critics.
حتی منتقدان شکگرایانه نیز نتایج را انکار نمیکردند.
her influence was undenied across the industry for decades.
تأثیر او در طول دههها در صنعت انکار نمیشد.
the benefits were undenied, so the policy gained support quickly.
فواید انکار نمیشدند، بنابراین سیاست به سرعت پشتیبانی یافت.
his commitment was undenied during the toughest months of the project.
در سختترین ماههای پروژه، تعهد او انکار نمیشد.
undenied truth
حقیقتی که انکار نمیشود
undenied fact
حقیقتی که انکار نمیشود
undenied evidence
دلیلی که انکار نمیشود
undenied reality
واقعیتی که انکار نمیشود
undenied success
موفقیتی که انکار نمیشود
undenied authority
اصلیتی که انکار نمیشود
undenied claim
این ادعا انکار نمیشود
undenied guilt
گناهی که انکار نمیشود
undenied love
عشقی که انکار نمیشود
undenied talent
талانتی که انکار نمیشود
her courage was undenied by everyone in the room.
شجاعت او توسط همه افراد در اتاق انکار نمیشد.
the evidence was undenied, and the jury reached a swift verdict.
دلایل انکار نمیشد و هیئت محاکمه به حکمی سریع رسید.
his talent remained undenied despite the harsh reviews.
به رغم نقدهای سخت، استعداد او انکار نمیشد.
the facts stood undenied after the documents were released.
پس از انتشار اسناد، واقعیتها انکار نمیشد.
her authority was undenied in the negotiations.
اقدامات او در مذاکرات انکار نمیشد.
their contribution went undenied by the entire team.
همه تیم اقدامات آنها را انکار نمیکرد.
his guilt was undenied once the footage surfaced.
پس از اینکه فیلمبرداری منتشر شد، خطا او انکار نمیشد.
the results were undenied, even by the most skeptical critics.
حتی منتقدان شکگرایانه نیز نتایج را انکار نمیکردند.
her influence was undenied across the industry for decades.
تأثیر او در طول دههها در صنعت انکار نمیشد.
the benefits were undenied, so the policy gained support quickly.
فواید انکار نمیشدند، بنابراین سیاست به سرعت پشتیبانی یافت.
his commitment was undenied during the toughest months of the project.
در سختترین ماههای پروژه، تعهد او انکار نمیشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید