undisguised

[ایالات متحده]/ˌʌndɪs'gaɪzd/
[بریتانیا]/ˌʌndɪs'ɡaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون نقاب؛ صادق؛ باز.

جملات نمونه

she looked at him with undisguised contempt.

او با تحقیر آشکار به او نگاه کرد.

She looked at him with immediate and undisguised contempt.

او با تحقیر فوری و آشکار به او نگاه کرد.

expressed his undisguised disapproval

بیان ناپذیری آشکار او.

an undisguised attempt to deceive

یک تلاش آشکار برای فریب دادن.

react with undisguised shock

با شوک آشکار واکنش نشان دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید