undisputable

[ایالات متحده]/ʌnˈdɪspjuːtəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈdɪspjuːt̬əbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل چالش یا انکار

عبارات و ترکیب‌ها

undisputable fact

حقیقت غیرقابل انکار

undisputable evidence

اثبات غیرقابل انکار

undisputable truth

حقیقت غیرقابل انکار

undisputable authority

قدرت غیرقابل انکار

undisputable claim

ادعای غیرقابل انکار

undisputable right

حق غیرقابل انکار

undisputable source

منبع غیرقابل انکار

undisputable winner

برنده غیرقابل انکار

undisputable leader

رهبر غیرقابل انکار

undisputable outcome

نتیجه غیرقابل انکار

جملات نمونه

her talent for music is undisputable.

استعداد او در موسیقی غیرقابل انکار است.

the evidence provided was undisputable.

دلایل ارائه شده غیرقابل انکار بود.

he is an undisputable leader in his field.

او یک رهبر غیرقابل انکار در زمینه خود است.

there is an undisputable connection between diet and health.

یک ارتباط غیرقابل انکار بین رژیم غذایی و سلامتی وجود دارد.

the team's performance was undisputable this season.

عملکرد تیم این فصل غیرقابل انکار بود.

her contributions to science are undisputable.

مشارکت‌های او در علم غیرقابل انکار است.

it is an undisputable fact that climate change is real.

این یک واقعیت غیرقابل انکار است که تغییرات آب و هوایی واقعی است.

the artist's influence on modern art is undisputable.

تاثیر هنرمند بر هنر مدرن غیرقابل انکار است.

his achievements in sports are undisputable.

دستاوردهای او در ورزش غیرقابل انکار است.

there is an undisputable need for change.

یک نیاز غیرقابل انکار برای تغییر وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید