undresses

[ایالات متحده]/ʌnˈdrɛsɪz/
[بریتانیا]/ʌnˈdrɛsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. لباس‌ها را برمی‌دارد

عبارات و ترکیب‌ها

undresses quickly

به سرعت لباس می‌پوشد

undresses slowly

به آرامی لباس می‌پوشد

undresses gracefully

به طور ظریف لباس می‌پوشد

undresses in private

به صورت خصوصی لباس می‌پوشد

undresses for bed

برای خوابیدن لباس می‌پوشد

undresses in front

جلوی رو لباس می‌پوشد

undresses after work

بعد از کار لباس می‌پوشد

undresses with ease

با سهولت لباس می‌پوشد

undresses before mirror

جلوی آینه لباس می‌پوشد

undresses at home

در خانه لباس می‌پوشد

جملات نمونه

she undresses quickly before the shower.

او قبل از دوش گرفتن به سرعت لباسش را در می‌آورد.

he undresses in front of the mirror.

او در مقابل آینه لباسش را در می‌آورد.

she undresses her baby with care.

او با دقت لباس نوزادش را در می‌آورد.

he undresses before going to bed.

او قبل از رفتن به رختخواب لباسش را در می‌آورد.

she undresses to try on the new dress.

او لباس جدید را امتحان می‌کند و لباسش را در می‌آورد.

he undresses and puts on his pajamas.

او لباسش را در می‌آورد و لباس خوابش را می‌پوشد.

she undresses slowly to enjoy the moment.

او به آرامی لباسش را در می‌آورد تا از لحظه لذت ببرد.

he undresses in the changing room.

او در اتاق تعویض لباس لباسش را در می‌آورد.

she undresses after a long day at work.

او بعد از یک روز طولانی کاری لباسش را در می‌آورد.

he undresses his thoughts and expresses them freely.

او افکارش را در می‌آورد و آزادانه بیان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید