unempirically

[ایالات متحده]/ˌʌn.ɪmˈpɪr.ɪ.kəl.i/
[بریتانیا]/ˌʌn.ɪmˈpɪr.ɪ.kəl.i/

ترجمه

adv.به شکل غیرتجربی؛ بدون پایه تجربی

عبارات و ترکیب‌ها

unempirically derived

مشتق شده به صورت غیرتجربی

unempirically obtained

به دست آمده به صورت غیرتجربی

unempirically determined

تعیین شده به صورت غیرتجربی

unempirically based

مبتنی بر غیرتجربی

unempirically grounded

استوار شده به صورت غیرتجربی

unempirically justified

توجیه شده به صورت غیرتجربی

unempirically established

مستقر شده به صورت غیرتجربی

unempirically supported

پشتیبانی شده به صورت غیرتجربی

unempirically validated

اعتبارسنجی شده به صورت غیرتجربی

unempirically proven

ثابت شده به صورت غیرتجربی

جملات نمونه

the philosopher argued unempirically that consciousness exists independently of the brain.

فیلسوف به غیرتجربی استدلال کرد که آگاهی مستقل از مغز وجود دارد.

researchers reached a conclusion unempirically through pure logical deduction.

محققان به غیرتجربی از طریق استنتاج منطقی خالص به نتیجه‌ای رسیدند.

the theory was established unempirically without any experimental validation.

نظریه به غیرتجربی بدون هیچ اعتبارسنجی تجربی establishment یافت.

policy makers derived their recommendations unempirically from ideological principles.

سیاست‌گذاران به غیرتجربی توصیه‌های خود را از اصول ایدئولوژیکی استنتاج کردند.

the committee justified its decision unempirically citing traditional authority.

کمیته به غیرتجربی تصمیم خود را با استناد به authority سنتی توجیه کرد.

scientists deduced the properties unempirically using mathematical modeling alone.

دانشمندان به غیرتجربی خواص را با استفاده صرف از مدل‌سازی ریاضی استنتاج کردند.

the hypothesis was supported unempirically by circular reasoning and speculation.

فرضیه به غیرتجربی با استدلال دوری و حدس و گمان پشتیبانی شد.

jurors determined guilt unempirically based on personal intuition rather than evidence.

هیئت منصفه به غیرتجربی گناه را بر اساس شهود شخصی نه شواهد تعیین کردند.

the economist predicted market trends unempirically without consulting statistical data.

اقتصاددان به غیرتجربی روندهای بازار را بدون مشورت با داده‌های آماری پیش‌بینی کرد.

historians interpreted the events unempirically through the lens of their cultural bias.

تاریخ‌دانان به غیرتجربی رویدادها را از منظر تعصب فرهنگی خود تفسیر کردند.

the therapist treated the patient unempirically following unverified alternative methods.

درمانگر به غیرتجربی بیمار را با روش‌های جایگزین تأیید نشده درمان کرد.

philosophers have debated this question unempirically for centuries without resolution.

فیلسوفان این سؤال را به غیرتجربی برای قرن‌ها بدون حل و فصل مورد debate قرار داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید