unengagingly

[ایالات متحده]/ˌʌnɪnˈɡeɪdʒɪŋli/
[بریتانیا]/ˌʌnɪnˈɡeɪdʒɪŋli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که علاقه‌انگیز یا جذاب نباشد؛ به شیوه‌ای بی‌علاقه یا خاموش و جالب نبود.

عبارات و ترکیب‌ها

unengagingly dull

خیلی جالب نیست

unengagingly dry

خشک و جالب نیست

unengagingly bland

خیلی ساده و جالب نیست

speaks unengagingly

به خوبی صحبت نمی‌کند

writes unengagingly

به خوبی می‌نویسد

unengagingly repetitive

تکراری و جالب نیست

unengagingly passive

خیلی فعال نیست

presented unengagingly

به خوبی ارائه نشده

unengagingly formal

رسمی و جالب نیست

performed unengagingly

به خوبی اجرا نشده

جملات نمونه

the documentary was unengagingly narrated, causing viewers to change channels within minutes.

مستند فیلم به طوری جذاب نبود که مخاطبان در کمتر از چند دقیقه به کانال دیگری تغییر دادند.

the professor unengagingly presented the complex theory, leaving the entire class confused.

پروفسور به طوری جذاب نظریه پیچیده را ارائه نکرد و تمام کلاس را گیج کرد.

the novel was unengagingly written, with flat characters that readers could not connect with.

رومان به طوری جذاب نوشته شده بود، با شخصیت‌های تخت که خوانندگان نتوانستند با آنها ارتباط برقرار کنند.

the website was unengagingly designed, prompting visitors to leave immediately after loading.

وب‌سایت به طوری جذاب طراحی شده بود، باعث شد که بازدیدکنندگان فوراً پس از بارگذاری از آن خارج شوند.

the politician unengagingly delivered his speech, putting half the audience to sleep.

سیاستمدار به طوری جذاب سخنرانی خود را ارائه نکرد و نصف جمعیت را خواباند.

the movie was unengagingly performed, lacking any emotional depth or authenticity.

فیلم به طوری جذاب اجرا شد، بدون هر گونه عمق احساسی یا واقعیت.

the training video was unengagingly structured, with boring segments that employees skipped.

ویدئو آموزشی به طوری جذاب ساخته شده بود، با قسمت‌های خسته کننده که کارمندان آن را نادیده گرفتند.

the advertisement was unengagingly displayed, failing to capture consumers' attention.

تبلیغ به طوری جذاب نمایش داده شد، و نتوانست توجه مصرف‌کنندگان را جلب کند.

the lecture was unengagingly organized, jumping between unrelated topics randomly.

کلاس به طوری جذاب سازماندهی شده بود، به طور تصادفی بین موضوعات مرتبط نمی‌پرداخت.

the presentation was unengagingly executed, with technical issues throughout.

ارائه به طوری جذاب انجام شد، با مشکلات فنی در تمامی مراحل.

the software was unengagingly programmed, with a confusing user interface.

نرم‌افزار به طوری جذاب برنامه‌ریزی شده بود، با یک رابط کاربری گیج کننده.

the artwork was unengagingly exhibited in a dark corner of the museum.

آثار هنری به طوری جذاب در گوشه تاریک موزه نمایش داده شد.

the teacher unengagingly explained the lesson, and students stared out the window.

معلم به طوری جذاب درس را توضیح داد و دانش‌آموزان به پنجره نگاه می‌کردند.

the band unengagingly played their set, and the crowd left early.

گروه به طوری جذاب اجرای خود را انجام داد و جمع جمعه به طور زودهنگام از آن خارج شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید