unfeathered

[ایالات متحده]/[ʌnˈfeðəd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈfeðərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون پر؛ فاقد پر؛ پوست صاف؛ بدون مو (ویژه‌تر از یک پرنده).

عبارات و ترکیب‌ها

unfeathered chick

پر نشده چکچک

stay unfeathered

پر نشده بمان

unfeathered state

حالت پر نشده

becoming unfeathered

در حال پر نشدن

unfeathered nest

گنچه پر نشده

unfeathered plumage

پر پر نشده

unfeathered down

پر نشده ریز

unfeathered young

نمونه پر نشده

unfeathered form

شکل پر نشده

initially unfeathered

در ابتدا پر نشده

جملات نمونه

the unfeathered hatchling looked vulnerable in the nest.

پر نکرده‌ای که در تخم‌مرغ به دنیا آمده بود، در خانه‌اش ظاهری ضعیف داشت.

we observed several unfeathered cygnets near the water's edge.

ما چند پرندگان پر نکرده نزدیک انتهای آب را مشاهده کردیم.

the unfeathered owlet struggled to fly from the branch.

پرندگان پر نکرده‌ای که از شاخه پرواز کردن را تلاش می‌کردند.

the unfeathered ducklings followed their mother closely.

پرندگان پر نکرده‌ای که به مادرشان نزدیک می‌شوند.

an unfeathered chick pecked at the ground for food.

یک جوجه پر نکرده روی زمین برای یافتن غذا می‌کوبید.

the unfeathered fledgling was learning to forage.

پرندگان پر نکرده‌ای که یاد گرفتن چگونه غذا جمع کنند.

the unfeathered gosling waddled across the lawn.

پرندگان پر نکرده‌ای که روی گazon پایین می‌خورند.

we protected the unfeathered birds from the cold wind.

ما پرندگان پر نکرده را از باد سرد محافظت می‌کنیم.

the unfeathered pigeon huddled against the building.

پرندگان پر نکرده‌ای که در برابر ساختمان جمع می‌شوند.

the unfeathered robin hopped around searching for worms.

پرندگان پر نکرده‌ای که به دنبال کرم‌ها می‌خورند.

the unfeathered eagle chick was dependent on its parents.

پرندگان پر نکرده‌ای که به والدینشان وابسته بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید