unfurred coat
پوست نداشتنی کت
unfurred collar
پوست نداشتنی گردنبند
unfurred hood
پوست نداشتنی گوشپوش
unfurred boots
پوست نداشتنی کفش
unfurred gloves
پوست نداشتنی دستکش
unfurred lining
پوست نداشتنی پشتپوش
unfurred jacket
پوست نداشتنی جاکت
unfurred trim
پوست نداشتنی تزیین
unfurred parka
پوست نداشتنی پارکا
unfurred hat
پوست نداشتنی کلاه
the unfurred paw left clean prints on the tile floor.
پا بدون پشماند آثار تمیزی روی زمین تاکید گذاشته بود.
in winter, the unfurred skin needs extra protection from cold air.
در زمستان، پوست بدون پشماند نیاز به حفاظت اضافی از هواي سرد دارد.
the kitten’s unfurred ears turned pink in the wind.
گُریغِچههاي بدون پشماند گُریغِچهها در باد به رنگ صورتی درآمد.
she applied a gentle balm to the unfurred patch on the dog’s belly.
او یک چرم نرم را روی ناحیه بدون پشماند در شکم سگ گذاشت.
the vet checked the unfurred area for redness and swelling.
دکتر حیوانات ناحیه بدون پشماند را برای قرمزی و تورم بررسی کرد.
after grooming, an unfurred strip along his neck became noticeable.
پس از نظافت، یک نوار بدون پشماند در گردن او قابل توجه شد.
the sunburn hit the unfurred scalp hard during the hike.
سوزنده خورشید به شدت پوست سر بدون پشماند در طول پیاده روی زد.
they covered the unfurred shoulders with a soft blanket.
آنها شانههای بدون پشماند را با یک پتو نرم پوشاندند.
the unfurred tail tip looked fragile in the freezing rain.
پایان دم بدون پشماند در باران یخ زده ظاهری نازک داشت.
a scarf protected his unfurred chin from the sharp breeze.
یک پشنه گردن او را که بدون پشماند بود، از باد تیز محافظت کرد.
the unfurred spots showed up clearly under the bright lamp.
نقطههای بدون پشماند زیر لامپ روشن به وضوح دیده میشدند.
moisturizer helped soothe the unfurred hands after washing dishes.
میوهآب به دستهای بدون پشماند پس از شستن ظروف آرامش داد.
unfurred coat
پوست نداشتنی کت
unfurred collar
پوست نداشتنی گردنبند
unfurred hood
پوست نداشتنی گوشپوش
unfurred boots
پوست نداشتنی کفش
unfurred gloves
پوست نداشتنی دستکش
unfurred lining
پوست نداشتنی پشتپوش
unfurred jacket
پوست نداشتنی جاکت
unfurred trim
پوست نداشتنی تزیین
unfurred parka
پوست نداشتنی پارکا
unfurred hat
پوست نداشتنی کلاه
the unfurred paw left clean prints on the tile floor.
پا بدون پشماند آثار تمیزی روی زمین تاکید گذاشته بود.
in winter, the unfurred skin needs extra protection from cold air.
در زمستان، پوست بدون پشماند نیاز به حفاظت اضافی از هواي سرد دارد.
the kitten’s unfurred ears turned pink in the wind.
گُریغِچههاي بدون پشماند گُریغِچهها در باد به رنگ صورتی درآمد.
she applied a gentle balm to the unfurred patch on the dog’s belly.
او یک چرم نرم را روی ناحیه بدون پشماند در شکم سگ گذاشت.
the vet checked the unfurred area for redness and swelling.
دکتر حیوانات ناحیه بدون پشماند را برای قرمزی و تورم بررسی کرد.
after grooming, an unfurred strip along his neck became noticeable.
پس از نظافت، یک نوار بدون پشماند در گردن او قابل توجه شد.
the sunburn hit the unfurred scalp hard during the hike.
سوزنده خورشید به شدت پوست سر بدون پشماند در طول پیاده روی زد.
they covered the unfurred shoulders with a soft blanket.
آنها شانههای بدون پشماند را با یک پتو نرم پوشاندند.
the unfurred tail tip looked fragile in the freezing rain.
پایان دم بدون پشماند در باران یخ زده ظاهری نازک داشت.
a scarf protected his unfurred chin from the sharp breeze.
یک پشنه گردن او را که بدون پشماند بود، از باد تیز محافظت کرد.
the unfurred spots showed up clearly under the bright lamp.
نقطههای بدون پشماند زیر لامپ روشن به وضوح دیده میشدند.
moisturizer helped soothe the unfurred hands after washing dishes.
میوهآب به دستهای بدون پشماند پس از شستن ظروف آرامش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید