unfills quickly
سریع خالی میشود
unfills again
دوباره خالی میشود
the refund unfills the customer’s account balance by twenty dollars.
مبلغ 20 دلار از حساب مشتری کم میشود.
the clerk unfills the order queue after the system cancels duplicate purchases.
پس از لغو خریدهای تکراری توسط سیستم، کارمند صف سفارشات را کم میکند.
tonight’s rush unfills the shelves faster than the stockroom can restock.
تعداد کالاها در رفها به دلیل شلوغی شب سریعتر کم میشود تا انبار بتواند مجدد تامین کند.
a sudden wave of returns unfills the cart totals across the checkout lanes.
یک موج ناگهانی بازگشت کالاها مجموع سبد خرید را در تمام خطوط پرداخت کم میکند.
the update unfills the cache, freeing space for new data.
بهروزرسانی باعث کاهش حجم کش میشود و فضایی برای دادههای جدید ایجاد میکند.
the manager unfills the schedule slots after several employees call in sick.
پس از اینکه چند کارمند به دلیل بیماری حضور ندادند، مدیر فرایند زمانبندی را کم میکند.
the supplier delay unfills our inventory levels below the reorder point.
تاخیر تامین کننده سطح موجودی ما را زیر نقطه دوباره سفارش میکند.
the audit unfills the budget reserves to cover unplanned expenses.
بررسی باعث کاهش رزرو بودجه برای پوشش هزینههای غیر منتظره میشود.
the storm unfills the water tanks and forces the town to ration supplies.
بیخدش باعث کاهش مخازن آب میشود و شهر را مجبور میکند تا تامینها را بهصورت محدود انجام دهد.
his donation unfills the list of unmet needs at the shelter.
هدیهاش باعث کاهش لیست نیازهای ناموفق در مراکز اسکان میشود.
the recall unfills warehouse stock as pallets are pulled off the floor.
بازگشت کالا باعث کاهش موجودی انبار میشود وقتی پالتها از زمین برداشته میشوند.
the new policy unfills the backlog by prioritizing urgent requests.
سیاست جدید با اولویتبندی درخواستهای فوری، بازگشت کالا را کاهش میدهد.
unfills quickly
سریع خالی میشود
unfills again
دوباره خالی میشود
the refund unfills the customer’s account balance by twenty dollars.
مبلغ 20 دلار از حساب مشتری کم میشود.
the clerk unfills the order queue after the system cancels duplicate purchases.
پس از لغو خریدهای تکراری توسط سیستم، کارمند صف سفارشات را کم میکند.
tonight’s rush unfills the shelves faster than the stockroom can restock.
تعداد کالاها در رفها به دلیل شلوغی شب سریعتر کم میشود تا انبار بتواند مجدد تامین کند.
a sudden wave of returns unfills the cart totals across the checkout lanes.
یک موج ناگهانی بازگشت کالاها مجموع سبد خرید را در تمام خطوط پرداخت کم میکند.
the update unfills the cache, freeing space for new data.
بهروزرسانی باعث کاهش حجم کش میشود و فضایی برای دادههای جدید ایجاد میکند.
the manager unfills the schedule slots after several employees call in sick.
پس از اینکه چند کارمند به دلیل بیماری حضور ندادند، مدیر فرایند زمانبندی را کم میکند.
the supplier delay unfills our inventory levels below the reorder point.
تاخیر تامین کننده سطح موجودی ما را زیر نقطه دوباره سفارش میکند.
the audit unfills the budget reserves to cover unplanned expenses.
بررسی باعث کاهش رزرو بودجه برای پوشش هزینههای غیر منتظره میشود.
the storm unfills the water tanks and forces the town to ration supplies.
بیخدش باعث کاهش مخازن آب میشود و شهر را مجبور میکند تا تامینها را بهصورت محدود انجام دهد.
his donation unfills the list of unmet needs at the shelter.
هدیهاش باعث کاهش لیست نیازهای ناموفق در مراکز اسکان میشود.
the recall unfills warehouse stock as pallets are pulled off the floor.
بازگشت کالا باعث کاهش موجودی انبار میشود وقتی پالتها از زمین برداشته میشوند.
the new policy unfills the backlog by prioritizing urgent requests.
سیاست جدید با اولویتبندی درخواستهای فوری، بازگشت کالا را کاهش میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید