fills me with
من را با
fills the room
اتاق را پر میکند
fills a need
یک نیاز را برآورده میکند
fills the gap
شکاف را پر میکند
fills with joy
با شادی پر میکند
fills the time
زمان را پر میکند
fills the heart
قلب را پر میکند
fills the role
نقش را پر میکند
fills the space
فضای خالی را پر میکند
fills the bucket
سطل را پر میکند
the stadium fills with cheering fans before the game.
استادیوم با تشویقهای طرفداران قبل از مسابقه پر میشود.
the aroma of freshly baked bread fills the kitchen.
بوی نان تازه پخته شده آشپزخانه را پر میکند.
a sense of dread fills me when i think about it.
وقتی به آن فکر میکنم، احساس ترس و وحشت در من ایجاد میشود.
the river fills the valley with its flowing water.
رودخانه با آب جاری خود دره را پر میکند.
the job application fills out the necessary paperwork.
درخواست شغل مدارک لازم را تکمیل میکند.
the balloon fills with air and begins to float.
بادکنک با هوا پر میشود و شروع به شناور شدن میکند.
the news fills the public with excitement and anticipation.
اخبار مردم را با هیجان و انتظار پر میکند.
the glass fills with sparkling water for the party.
لیوان با آب گازدار برای مهمانی پر میشود.
the lake fills during the rainy season.
در فصل بارانی دریاچه پر میشود.
the room fills with laughter during the comedy show.
طنز در طول نمایش کمدی، اتاق را با خنده پر میکند.
the artist fills the canvas with vibrant colors.
هنرمند بوم را با رنگهای زنده پر میکند.
fills me with
من را با
fills the room
اتاق را پر میکند
fills a need
یک نیاز را برآورده میکند
fills the gap
شکاف را پر میکند
fills with joy
با شادی پر میکند
fills the time
زمان را پر میکند
fills the heart
قلب را پر میکند
fills the role
نقش را پر میکند
fills the space
فضای خالی را پر میکند
fills the bucket
سطل را پر میکند
the stadium fills with cheering fans before the game.
استادیوم با تشویقهای طرفداران قبل از مسابقه پر میشود.
the aroma of freshly baked bread fills the kitchen.
بوی نان تازه پخته شده آشپزخانه را پر میکند.
a sense of dread fills me when i think about it.
وقتی به آن فکر میکنم، احساس ترس و وحشت در من ایجاد میشود.
the river fills the valley with its flowing water.
رودخانه با آب جاری خود دره را پر میکند.
the job application fills out the necessary paperwork.
درخواست شغل مدارک لازم را تکمیل میکند.
the balloon fills with air and begins to float.
بادکنک با هوا پر میشود و شروع به شناور شدن میکند.
the news fills the public with excitement and anticipation.
اخبار مردم را با هیجان و انتظار پر میکند.
the glass fills with sparkling water for the party.
لیوان با آب گازدار برای مهمانی پر میشود.
the lake fills during the rainy season.
در فصل بارانی دریاچه پر میشود.
the room fills with laughter during the comedy show.
طنز در طول نمایش کمدی، اتاق را با خنده پر میکند.
the artist fills the canvas with vibrant colors.
هنرمند بوم را با رنگهای زنده پر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید