unforfeitable

[ایالات متحده]/ʌnˈfɔːfɪtəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈfɔrfɪtəbl/

ترجمه

adj. قابل از دست دادن نیست؛ مشمول توقیف یا از دست دادن نیست؛ قابل محروم شدن نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unforfeitable rights

حقوق غیرقابل تملک

unforfeitable claim

ادعای غیرقابل تملک

unforfeitable benefits

مزایای غیرقابل تملک

unforfeitable ownership

مالکیت غیرقابل تملک

unforfeitable trust

اعتماد غیرقابل تملک

unforfeitable assets

دارایی‌های غیرقابل تملک

unforfeitable status

وضعیت غیرقابل تملک

unforfeitable privileges

مزایای ویژه غیرقابل تملک

unforfeitable position

موقعیت غیرقابل تملک

unforfeitable legacy

میراث غیرقابل تملک

جملات نمونه

he has an unforfeitable right to the property.

او حق غیرقابل سلب مالکیت نسبت به آن دارد.

her love for her family is unforfeitable.

عشق او به خانواده‌اش غیرقابل سلب است.

they believe in the unforfeitable value of education.

آنها به ارزش غیرقابل سلب آموزش باور دارند.

the contract includes an unforfeitable clause.

قرارداد شامل بند غیرقابل سلب است.

his reputation is built on unforfeitable trust.

شهرت او بر اساس اعتماد غیرقابل سلب بنا شده است.

she has an unforfeitable claim to the inheritance.

او ادعای غیرقابل سلب بر ارث دارد.

the law protects her unforfeitable rights.

قانون از حقوق غیرقابل سلب او محافظت می‌کند.

he made an unforfeitable promise to his friend.

او وعده غیرقابل سلب به دوستش داد.

they have an unforfeitable bond that cannot be broken.

آنها پیوندی غیرقابل سلب دارند که نمی‌توان آن را شکست.

her contribution to the project is unforfeitable.

سهم او در پروژه غیرقابل سلب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید