unforgotten

[ایالات متحده]/ʌn.fəˈɡɒt.ən/
[بریتانیا]/ʌn.fəˈɡɑː.tən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فراموش نشده؛ به یاد آورده شده

عبارات و ترکیب‌ها

unforgotten memories

خاطرات فراموش‌نشدنی

unforgotten love

عشق فراموش‌نشدنی

unforgotten moments

لحظات فراموش‌نشدنی

unforgotten past

گذشته فراموش‌نشدنی

unforgotten friends

دوستان فراموش‌نشدنی

unforgotten places

مکان‌های فراموش‌نشدنی

unforgotten stories

داستان‌های فراموش‌نشدنی

unforgotten promises

وعده‌های فراموش‌نشدنی

unforgotten lessons

درس‌های فراموش‌نشدنی

unforgotten experiences

تجربه‌های فراموش‌نشدنی

جملات نمونه

her kindness will remain unforgotten.

مهربانی او برای همیشه در خاطر خواهد ماند.

the unforgotten memories of childhood bring me joy.

خاطرات فراموش نشدنی دوران کودکی شادی را برای من به ارمغان می آورد.

he left an unforgotten mark on our hearts.

او نشانه ای فراموش نشدنی بر قلب ما گذاشت.

the unforgotten moments of our friendship are precious.

لحظات فراموش نشدنی دوستی ما گرانبها هستند.

her unforgotten smile brightens my day.

لبخند فراموش نشدنی او روز من را روشن می کند.

they shared an unforgotten adventure together.

آنها یک ماجراجویی فراموش نشدنی را با هم به اشتراک گذاشتند.

the unforgotten lessons from my teacher shaped my life.

درس های فراموش نشدنی معلم من زندگی من را شکل داد.

his unforgotten achievements inspire many.

دستاوردهای فراموش نشدنی او الهام بخش بسیاری است.

the unforgotten sounds of nature are soothing.

صداهای فراموش نشدنی طبیعت آرامش بخش هستند.

unforgotten stories of bravery are told for generations.

داستان های فراموش نشدنی شجاعت برای نسل ها نقل می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید