cherished memories
خاطرات گرامی
cherished moments
لحظات گرامی
cherished beliefs
باورهای گرامی
cherished dreams
رویاهای گرامی
cherished possessions
داراییهای گرامی
cherished friendships
دوستیهای گرامی
cherished values
ارزشهای گرامی
cherished traditions
آد و رسوم گرامی
cherished family
خانواده گرامی
cherished ideals
آرمانهای گرامی
she cherished every moment spent with her family.
او از هر لحظهای که با خانوادهاش میگذراند لذت میبرد.
his cherished memories of childhood always bring him joy.
خاطرات گرامی او از دوران کودکی همیشه او را خوشحال میکند.
they cherished their friendship through thick and thin.
آنها دوستی خود را در سختی و آسانی گرامی داشتند.
she has a cherished collection of vintage books.
او مجموعهای گرامی از کتابهای قدیمی دارد.
he cherished the advice his grandfather gave him.
او نصیحتی که پدربزرگش به او داده بود را گرامی داشت.
they cherished their time together during the holidays.
آنها زمانهایی که در تعطیلات با هم بودند را گرامی داشتند.
her cherished dreams motivated her to work harder.
رویاهای گرامی او او را به تلاش بیشتر ترغیب میکرد.
he cherished the moments of silence in nature.
او از لحظات سکوت در طبیعت لذت میبرد.
they cherished the traditions passed down through generations.
آنها سنتهایی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود را گرامی داشتند.
she cherished the little things that made her happy.
او از چیزهای کوچک که او را خوشحال میکردند لذت میبرد.
cherished memories
خاطرات گرامی
cherished moments
لحظات گرامی
cherished beliefs
باورهای گرامی
cherished dreams
رویاهای گرامی
cherished possessions
داراییهای گرامی
cherished friendships
دوستیهای گرامی
cherished values
ارزشهای گرامی
cherished traditions
آد و رسوم گرامی
cherished family
خانواده گرامی
cherished ideals
آرمانهای گرامی
she cherished every moment spent with her family.
او از هر لحظهای که با خانوادهاش میگذراند لذت میبرد.
his cherished memories of childhood always bring him joy.
خاطرات گرامی او از دوران کودکی همیشه او را خوشحال میکند.
they cherished their friendship through thick and thin.
آنها دوستی خود را در سختی و آسانی گرامی داشتند.
she has a cherished collection of vintage books.
او مجموعهای گرامی از کتابهای قدیمی دارد.
he cherished the advice his grandfather gave him.
او نصیحتی که پدربزرگش به او داده بود را گرامی داشت.
they cherished their time together during the holidays.
آنها زمانهایی که در تعطیلات با هم بودند را گرامی داشتند.
her cherished dreams motivated her to work harder.
رویاهای گرامی او او را به تلاش بیشتر ترغیب میکرد.
he cherished the moments of silence in nature.
او از لحظات سکوت در طبیعت لذت میبرد.
they cherished the traditions passed down through generations.
آنها سنتهایی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود را گرامی داشتند.
she cherished the little things that made her happy.
او از چیزهای کوچک که او را خوشحال میکردند لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید