cherished

[ایالات متحده]/ˈtʃerɪʃt/
[بریتانیا]/ˈtʃɛrɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته cherish; عزیز داشتن; مراقبت کردن; پرورش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

cherished memories

خاطرات گرامی

cherished moments

لحظات گرامی

cherished beliefs

باورهای گرامی

cherished dreams

رویاهای گرامی

cherished possessions

دارایی‌های گرامی

cherished friendships

دوستی‌های گرامی

cherished values

ارزش‌های گرامی

cherished traditions

آد و رسوم گرامی

cherished family

خانواده گرامی

cherished ideals

آرمان‌های گرامی

جملات نمونه

she cherished every moment spent with her family.

او از هر لحظه‌ای که با خانواده‌اش می‌گذراند لذت می‌برد.

his cherished memories of childhood always bring him joy.

خاطرات گرامی او از دوران کودکی همیشه او را خوشحال می‌کند.

they cherished their friendship through thick and thin.

آنها دوستی خود را در سختی و آسانی گرامی داشتند.

she has a cherished collection of vintage books.

او مجموعه‌ای گرامی از کتاب‌های قدیمی دارد.

he cherished the advice his grandfather gave him.

او نصیحتی که پدربزرگش به او داده بود را گرامی داشت.

they cherished their time together during the holidays.

آنها زمان‌هایی که در تعطیلات با هم بودند را گرامی داشتند.

her cherished dreams motivated her to work harder.

رویاهای گرامی او او را به تلاش بیشتر ترغیب می‌کرد.

he cherished the moments of silence in nature.

او از لحظات سکوت در طبیعت لذت می‌برد.

they cherished the traditions passed down through generations.

آنها سنت‌هایی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود را گرامی داشتند.

she cherished the little things that made her happy.

او از چیزهای کوچک که او را خوشحال می‌کردند لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید