unformal

[ایالات متحده]/ˌʌnˈfɔːm(ə)l/
[بریتانیا]/ˌʌnˈfɔːrm(ə)l/

ترجمه

adj. غیررسمی؛ گسترده در کاربرد (ویژه در زمینه‌های شبکه/آنلاین)

عبارات و ترکیب‌ها

unformal tone

نگارش غیررسمی

unformal language

زبان غیررسمی

unformal meeting

جمع‌یافت غیررسمی

unformal chat

گپ‌زنی غیررسمی

unformal style

سبک غیررسمی

unformal email

ایمیل غیررسمی

unformal greeting

سلامتی غیررسمی

unformal approach

رویکرد غیررسمی

unformal vibe

حالت غیررسمی

unformal dress

پوشاک غیررسمی

جملات نمونه

the email sounded unformal, so i rewrote it with a more professional tone.

ایمیل غیررسمی به نظر می‌رسید، بنابراین آن را با یک نگارش حرفه‌ای‌تر بازنویسی کردم.

his unformal greeting made the meeting feel relaxed and friendly.

استقبال او غیررسمی بود که جلسه را آزاد و دوستانه‌تر کرد.

the invitation was unformal, but everyone understood the time and place.

دعوت‌نامه غیررسمی بود، اما همه زمان و مکان را درک کردند.

she prefers an unformal writing style when texting close friends.

او وقتی که با دوستان نزدیک‌اش می‌نویسد، از سبک نگارش غیررسمی ترجیح می‌دهد.

the report looked unformal without headings, so i added clear sections.

گزارش بدون عنوان‌ها به نظر غیررسمی می‌رسید، بنابراین بخش‌های واضحی اضافه کردم.

our manager asked for unformal notes first, then a finalized document.

مدیر ما ابتدا از یادداشت‌های غیررسمی خواست، سپس یک مدرک نهایی.

the dress code is unformal for this event, so a neat shirt is fine.

کد لباس برای این رویداد غیررسمی است، بنابراین یک کمیز مرتب کافی است.

his unformal introduction skipped titles and went straight to first names.

مقدمه‌اش غیررسمی بود و عنوان‌ها را نادیده گرفت و مستقیماً به نام‌های خانوادگی رفت.

the policy memo felt unformal, so legal asked for stricter wording.

یادداشت سیاست به نظر غیررسمی می‌رسید، بنابراین قانونی از واژگان سخت‌گیرانه‌تر خواست.

we kept the agenda unformal to encourage open discussion and quick decisions.

ما برنامه را غیررسمی نگه داشتیم تا بحث‌های باز و تصمیم‌گیری‌های سریع را تشویق کنیم.

the speaker used unformal language to connect with the audience.

سخنران از زبان غیررسمی استفاده کرد تا با جمع حاضر ارتباط برقرار کند.

the contract draft was unformal, so we requested a standard template.

پیش‌نویس قرارداد غیررسمی بود، بنابراین از یک قالب استاندارد خواستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید