ungreased bearings
دریافت چرخهای چرب نشده
an ungreased pan
یک گوشتی چرب نشده
ungreased engine
موتور چرب نشده
keep ungreased
چرب نشده بمان
ungreased slide
لغزش چرب نشده
found ungreased
چرب نشده یافته شد
ungreased surface
سطح چرب نشده
ungreased chain
زنجیر چرب نشده
was ungreased
چرب نشده بود
ungreased joint
مفصل چرب نشده
the ungreased pan stuck terribly when i tried to make pancakes.
پانوی نامایل به چربی زمانی که سعی کردم پنکیک بکنم، بسیار به شدت به آن چسبید.
using an ungreased skillet resulted in a burnt omelet.
استفاده از یک چاقوی نامایل به چربی منجر به ساختن یک تخم مرغ سوخته شد.
he realized too late he'd used an ungreased baking sheet for the cookies.
او متوجه شد که به دیری متوجه شد که برای کوکی ها از یک صفحه پزشکی نامایل به چربی استفاده کرده است.
the ungreased muffin tin made it difficult to remove the muffins.
تکه تفتی نامایل به چربی باعث شد که خارج کردن تفتی ها دشوار شود.
an ungreased grill caused the burgers to stick and tear.
گریل نامایل به چربی باعث شد که همبرگرها به آن چسبند و شکسته شوند.
she learned the hard way to always grease the baking dish.
او به روش سخت فهمید که همیشه باید ظرف پخت را چرب کنید.
the ungreased cake pan produced a stubbornly stuck cake.
تخته پخت کیک نامایل به چربی باعث شد که کیک به طور چسبنده ای به آن چسبد.
we discovered the problem was an ungreased pizza pan.
ما متوجه شدیم که مشکل از یک تخته پخت پیتزا نامایل به چربی بود.
the ungreased waffle iron made a mess of the waffles.
فر پانکیک نامایل به چربی باعث شد که پانکیک ها با چاپی بد شوند.
it's important to grease pans; an ungreased one will ruin your food.
چرب کردن ظروف اهمیت دارد؛ یک ظرف نامایل به چربی غذای شما را فاسد می کند.
the ungreased broiler caused the fish to burn instantly.
دریچه نامایل به چربی باعث شد که ماهی به طور فوری سوخت.
ungreased bearings
دریافت چرخهای چرب نشده
an ungreased pan
یک گوشتی چرب نشده
ungreased engine
موتور چرب نشده
keep ungreased
چرب نشده بمان
ungreased slide
لغزش چرب نشده
found ungreased
چرب نشده یافته شد
ungreased surface
سطح چرب نشده
ungreased chain
زنجیر چرب نشده
was ungreased
چرب نشده بود
ungreased joint
مفصل چرب نشده
the ungreased pan stuck terribly when i tried to make pancakes.
پانوی نامایل به چربی زمانی که سعی کردم پنکیک بکنم، بسیار به شدت به آن چسبید.
using an ungreased skillet resulted in a burnt omelet.
استفاده از یک چاقوی نامایل به چربی منجر به ساختن یک تخم مرغ سوخته شد.
he realized too late he'd used an ungreased baking sheet for the cookies.
او متوجه شد که به دیری متوجه شد که برای کوکی ها از یک صفحه پزشکی نامایل به چربی استفاده کرده است.
the ungreased muffin tin made it difficult to remove the muffins.
تکه تفتی نامایل به چربی باعث شد که خارج کردن تفتی ها دشوار شود.
an ungreased grill caused the burgers to stick and tear.
گریل نامایل به چربی باعث شد که همبرگرها به آن چسبند و شکسته شوند.
she learned the hard way to always grease the baking dish.
او به روش سخت فهمید که همیشه باید ظرف پخت را چرب کنید.
the ungreased cake pan produced a stubbornly stuck cake.
تخته پخت کیک نامایل به چربی باعث شد که کیک به طور چسبنده ای به آن چسبد.
we discovered the problem was an ungreased pizza pan.
ما متوجه شدیم که مشکل از یک تخته پخت پیتزا نامایل به چربی بود.
the ungreased waffle iron made a mess of the waffles.
فر پانکیک نامایل به چربی باعث شد که پانکیک ها با چاپی بد شوند.
it's important to grease pans; an ungreased one will ruin your food.
چرب کردن ظروف اهمیت دارد؛ یک ظرف نامایل به چربی غذای شما را فاسد می کند.
the ungreased broiler caused the fish to burn instantly.
دریچه نامایل به چربی باعث شد که ماهی به طور فوری سوخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید