unlubricated surface
سطح بدون روانکننده
unlubricated parts
قطعات بدون روانکننده
unlubricated joints
اتصالات بدون روانکننده
unlubricated bearings
یاتاقانهای بدون روانکننده
unlubricated machinery
ماشینآلات بدون روانکننده
unlubricated components
قطعات بدون روانکننده
unlubricated equipment
تجهیزات بدون روانکننده
unlubricated surfaces
سطوح بدون روانکننده
unlubricated friction
اصطکاک بدون روانکننده
unlubricated operation
عملکرد بدون روانکننده
the unlubricated parts of the machine caused it to malfunction.
قطعات بدون روانکاری دستگاه باعث از کار افتادن آن شدند.
using unlubricated condoms can increase the risk of breakage.
استفاده از کاندومهای بدون روانکننده میتواند خطر پارگی را افزایش دهد.
it is essential to avoid unlubricated surfaces in high-friction applications.
اجتناب از سطوح بدون روانکننده در کاربردهای با اصطکاک بالا ضروری است.
the unlubricated joints made the vehicle difficult to steer.
مفاصل بدون روانکننده رانندگی با خودرو را دشوار میکرد.
he noticed the unlubricated gears were wearing down quickly.
او متوجه شد که چرخدندههای بدون روانکننده به سرعت در حال فرسودگی هستند.
unlubricated bearings can lead to overheating in machinery.
یاتاقانهای بدون روانکننده میتوانند منجر به گرم شدن بیش از حد در ماشینآلات شوند.
she learned the importance of avoiding unlubricated tools during assembly.
او اهمیت اجتناب از ابزارهای بدون روانکننده در هنگام مونتاژ را متوجه شد.
unlubricated surfaces can cause excessive wear and tear over time.
سطوح بدون روانکننده میتوانند در طول زمان باعث سایش و پارگی بیش از حد شوند.
the technician recommended lubricating the unlubricated parts immediately.
تکنسین توصیه کرد که قطعات بدون روانکننده را فوراً روانکاری کنند.
unlubricated connections can result in poor performance of the equipment.
اتصالات بدون روانکننده میتواند منجر به عملکرد ضعیف تجهیزات شود.
unlubricated surface
سطح بدون روانکننده
unlubricated parts
قطعات بدون روانکننده
unlubricated joints
اتصالات بدون روانکننده
unlubricated bearings
یاتاقانهای بدون روانکننده
unlubricated machinery
ماشینآلات بدون روانکننده
unlubricated components
قطعات بدون روانکننده
unlubricated equipment
تجهیزات بدون روانکننده
unlubricated surfaces
سطوح بدون روانکننده
unlubricated friction
اصطکاک بدون روانکننده
unlubricated operation
عملکرد بدون روانکننده
the unlubricated parts of the machine caused it to malfunction.
قطعات بدون روانکاری دستگاه باعث از کار افتادن آن شدند.
using unlubricated condoms can increase the risk of breakage.
استفاده از کاندومهای بدون روانکننده میتواند خطر پارگی را افزایش دهد.
it is essential to avoid unlubricated surfaces in high-friction applications.
اجتناب از سطوح بدون روانکننده در کاربردهای با اصطکاک بالا ضروری است.
the unlubricated joints made the vehicle difficult to steer.
مفاصل بدون روانکننده رانندگی با خودرو را دشوار میکرد.
he noticed the unlubricated gears were wearing down quickly.
او متوجه شد که چرخدندههای بدون روانکننده به سرعت در حال فرسودگی هستند.
unlubricated bearings can lead to overheating in machinery.
یاتاقانهای بدون روانکننده میتوانند منجر به گرم شدن بیش از حد در ماشینآلات شوند.
she learned the importance of avoiding unlubricated tools during assembly.
او اهمیت اجتناب از ابزارهای بدون روانکننده در هنگام مونتاژ را متوجه شد.
unlubricated surfaces can cause excessive wear and tear over time.
سطوح بدون روانکننده میتوانند در طول زمان باعث سایش و پارگی بیش از حد شوند.
the technician recommended lubricating the unlubricated parts immediately.
تکنسین توصیه کرد که قطعات بدون روانکننده را فوراً روانکاری کنند.
unlubricated connections can result in poor performance of the equipment.
اتصالات بدون روانکننده میتواند منجر به عملکرد ضعیف تجهیزات شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید