ungrudgingly accept
پذیرش بدون نارضایتی
ungrudgingly support
حمایت بدون نارضایتی
ungrudgingly give
دادن بدون نارضایتی
ungrudgingly share
اشتراک گذاری بدون نارضایتی
ungrudgingly help
کمک بدون نارضایتی
ungrudgingly contribute
همکاری بدون نارضایتی
ungrudgingly offer
پیشنهاد دادن بدون نارضایتی
ungrudgingly praise
تعریف کردن بدون نارضایتی
ungrudgingly endorse
تایید بدون نارضایتی
ungrudgingly acknowledge
اعتراف بدون نارضایتی
she ungrudgingly offered her help to the team.
او بدون هیچ گونه ادعایی، کمک خود را به تیم پیشنهاد کرد.
he ungrudgingly accepted the criticism from his peers.
او بدون هیچ گونه نارضایتی، انتقاد از همکاران خود را پذیرفت.
the volunteers ungrudgingly dedicated their time to the cause.
داوطلبان بدون هیچ گونه ادعایی، وقت خود را به این هدف اختصاص دادند.
she ungrudgingly shared her knowledge with others.
او بدون هیچ گونه ادعایی، دانش خود را با دیگران به اشتراک گذاشت.
they ungrudgingly supported the new policy.
آنها بدون هیچ گونه اعتراضی، از سیاست جدید حمایت کردند.
he ungrudgingly praised his colleague's efforts.
او بدون هیچ گونه ادعایی، از تلاش های همکار خود تمجید کرد.
the teacher ungrudgingly gave extra help to struggling students.
معلم بدون هیچ گونه ادعایی، به دانش آموزان مشکل دار کمک اضافی کرد.
she ungrudgingly provided feedback on the project.
او بدون هیچ گونه ادعایی، بازخورد در مورد پروژه ارائه کرد.
they ungrudgingly accepted the changes to the plan.
آنها بدون هیچ گونه اعتراضی، تغییرات در برنامه را پذیرفتند.
he ungrudgingly donated to the charity.
او بدون هیچ گونه ادعایی، به خیریه کمک کرد.
ungrudgingly accept
پذیرش بدون نارضایتی
ungrudgingly support
حمایت بدون نارضایتی
ungrudgingly give
دادن بدون نارضایتی
ungrudgingly share
اشتراک گذاری بدون نارضایتی
ungrudgingly help
کمک بدون نارضایتی
ungrudgingly contribute
همکاری بدون نارضایتی
ungrudgingly offer
پیشنهاد دادن بدون نارضایتی
ungrudgingly praise
تعریف کردن بدون نارضایتی
ungrudgingly endorse
تایید بدون نارضایتی
ungrudgingly acknowledge
اعتراف بدون نارضایتی
she ungrudgingly offered her help to the team.
او بدون هیچ گونه ادعایی، کمک خود را به تیم پیشنهاد کرد.
he ungrudgingly accepted the criticism from his peers.
او بدون هیچ گونه نارضایتی، انتقاد از همکاران خود را پذیرفت.
the volunteers ungrudgingly dedicated their time to the cause.
داوطلبان بدون هیچ گونه ادعایی، وقت خود را به این هدف اختصاص دادند.
she ungrudgingly shared her knowledge with others.
او بدون هیچ گونه ادعایی، دانش خود را با دیگران به اشتراک گذاشت.
they ungrudgingly supported the new policy.
آنها بدون هیچ گونه اعتراضی، از سیاست جدید حمایت کردند.
he ungrudgingly praised his colleague's efforts.
او بدون هیچ گونه ادعایی، از تلاش های همکار خود تمجید کرد.
the teacher ungrudgingly gave extra help to struggling students.
معلم بدون هیچ گونه ادعایی، به دانش آموزان مشکل دار کمک اضافی کرد.
she ungrudgingly provided feedback on the project.
او بدون هیچ گونه ادعایی، بازخورد در مورد پروژه ارائه کرد.
they ungrudgingly accepted the changes to the plan.
آنها بدون هیچ گونه اعتراضی، تغییرات در برنامه را پذیرفتند.
he ungrudgingly donated to the charity.
او بدون هیچ گونه ادعایی، به خیریه کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید