ungrudgingly

[ایالات متحده]/ʌnˈɡrʌdʒɪŋli/
[بریتانیا]/ʌnˈɡrʌdʒɪŋli/

ترجمه

adv. به طور سخاوتمندانه و با میل

عبارات و ترکیب‌ها

ungrudgingly accept

پذیرش بدون نارضایتی

ungrudgingly support

حمایت بدون نارضایتی

ungrudgingly give

دادن بدون نارضایتی

ungrudgingly share

اشتراک گذاری بدون نارضایتی

ungrudgingly help

کمک بدون نارضایتی

ungrudgingly contribute

همکاری بدون نارضایتی

ungrudgingly offer

پیشنهاد دادن بدون نارضایتی

ungrudgingly praise

تعریف کردن بدون نارضایتی

ungrudgingly endorse

تایید بدون نارضایتی

ungrudgingly acknowledge

اعتراف بدون نارضایتی

جملات نمونه

she ungrudgingly offered her help to the team.

او بدون هیچ گونه ادعایی، کمک خود را به تیم پیشنهاد کرد.

he ungrudgingly accepted the criticism from his peers.

او بدون هیچ گونه نارضایتی، انتقاد از همکاران خود را پذیرفت.

the volunteers ungrudgingly dedicated their time to the cause.

داوطلبان بدون هیچ گونه ادعایی، وقت خود را به این هدف اختصاص دادند.

she ungrudgingly shared her knowledge with others.

او بدون هیچ گونه ادعایی، دانش خود را با دیگران به اشتراک گذاشت.

they ungrudgingly supported the new policy.

آنها بدون هیچ گونه اعتراضی، از سیاست جدید حمایت کردند.

he ungrudgingly praised his colleague's efforts.

او بدون هیچ گونه ادعایی، از تلاش های همکار خود تمجید کرد.

the teacher ungrudgingly gave extra help to struggling students.

معلم بدون هیچ گونه ادعایی، به دانش آموزان مشکل دار کمک اضافی کرد.

she ungrudgingly provided feedback on the project.

او بدون هیچ گونه ادعایی، بازخورد در مورد پروژه ارائه کرد.

they ungrudgingly accepted the changes to the plan.

آنها بدون هیچ گونه اعتراضی، تغییرات در برنامه را پذیرفتند.

he ungrudgingly donated to the charity.

او بدون هیچ گونه ادعایی، به خیریه کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید