unhappier than ever
ناخشنودتر از همیشه
feel unhappier now
حالا احساس ناراحتی بیشتری دارم
unhappier each day
هر روز ناراحت تر
unhappier in life
در زندگی ناراحت تر
become unhappier quickly
به سرعت ناراحت تر می شوم
unhappier with choices
با انتخاب ها ناراحت تر
unhappier than before
ناراحت تر از قبل
feel unhappier lately
اخیراً احساس ناراحتی بیشتری دارم
unhappier in relationships
در روابط ناراحت تر
unhappier at work
در محل کار ناراحت تر
she felt unhappier after the breakup.
او بعد از جدایی احساس ناراحتی بیشتری کرد.
his constant complaints made everyone unhappier.
شکایتهای دائمی او باعث ناراحتی بیشتر همه میشد.
they became unhappier as the days went by.
با گذشت روزها، آنها ناراحتتر شدند.
being stuck in traffic made her feel unhappier.
گیر کردن در ترافیک باعث شد او احساس ناراحتی بیشتری کند.
he thought the news would make her unhappier.
او فکر کرد که این خبر باعث ناراحتی بیشتر او خواهد شد.
unhappier people tend to isolate themselves.
افراد ناراحتتر معمولاً تمایل دارند خود را منزوی کنند.
she realized she was unhappier than before.
او متوجه شد که از قبل ناراحتتر است.
unhappier thoughts clouded his mind.
افکار ناراحت کننده ذهن او را درگیر کردند.
they argued more, making them unhappier.
آنها بیشتر بحث میکردند و باعث میشدند ناراحتتر شوند.
after the incident, he felt even unhappier.
بعد از حادثه، او حتی احساس ناراحتی بیشتری کرد.
unhappier than ever
ناخشنودتر از همیشه
feel unhappier now
حالا احساس ناراحتی بیشتری دارم
unhappier each day
هر روز ناراحت تر
unhappier in life
در زندگی ناراحت تر
become unhappier quickly
به سرعت ناراحت تر می شوم
unhappier with choices
با انتخاب ها ناراحت تر
unhappier than before
ناراحت تر از قبل
feel unhappier lately
اخیراً احساس ناراحتی بیشتری دارم
unhappier in relationships
در روابط ناراحت تر
unhappier at work
در محل کار ناراحت تر
she felt unhappier after the breakup.
او بعد از جدایی احساس ناراحتی بیشتری کرد.
his constant complaints made everyone unhappier.
شکایتهای دائمی او باعث ناراحتی بیشتر همه میشد.
they became unhappier as the days went by.
با گذشت روزها، آنها ناراحتتر شدند.
being stuck in traffic made her feel unhappier.
گیر کردن در ترافیک باعث شد او احساس ناراحتی بیشتری کند.
he thought the news would make her unhappier.
او فکر کرد که این خبر باعث ناراحتی بیشتر او خواهد شد.
unhappier people tend to isolate themselves.
افراد ناراحتتر معمولاً تمایل دارند خود را منزوی کنند.
she realized she was unhappier than before.
او متوجه شد که از قبل ناراحتتر است.
unhappier thoughts clouded his mind.
افکار ناراحت کننده ذهن او را درگیر کردند.
they argued more, making them unhappier.
آنها بیشتر بحث میکردند و باعث میشدند ناراحتتر شوند.
after the incident, he felt even unhappier.
بعد از حادثه، او حتی احساس ناراحتی بیشتری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید