unheralded

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مورد ستایش یا تبلیغ قرار نگرفته، توسط مردم دیده یا شناسایی نشده.

نمونه‌های واقعی

But much of it is hidden and unheralded.

اما بخش زیادی از آن پنهان و بدون جلب توجه است.

منبع: The Economist (Summary)

He came and went during these months, arriving unheralded and leaving without saying good-by.

او در این ماه‌ها آمد و رفت، بدون جلب توجه رسید و بدون خداحافظی رفت.

منبع: Gone with the Wind

Consider one unheralded scientist: John Nicholson, a mathematical physicist working in the 1910s who postulated the existence of 'proto-elements' in outer space.

به دانشمند ناآشنای دیگری توجه کنید: جان نیکلسون، فیزیکدان ریاضی که در دهه ۱۹۱۰ وجود «عناصر اولیه» در فضا را مطرح کرد.

منبع: IELTS Reading

The climate crisis is making the Amazon drier, more brittle and more prone to fires, while also stripping away the unheralded dung beetles that help regenerate burned forests.

بحران آب و هوا باعث خشک‌تر، شکننده‌تر و مستعدتر شدن آمازون می‌شود، در حالی که بالت‌های ناآشنایی که به بازسازی جنگل‌های سوخته کمک می‌کنند را نیز از بین می‌برد.

منبع: The Guardian (Article Version)

" It is rather unusual that a white man comes unheralded, " he said, as they walked together toward the field into which he had suggested that the traveler might turn his pony.

«بسیار غیرمعمول است که یک مرد سفیدپوست بدون جلب توجه بیاید،» او گفت، در حالی که با هم به سمت دژی که او پیشنهاد کرده بود مسافر اسب خود را به آن سمت ببرد، راه می‌رفتند.

منبع: Son of Mount Tai (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید