unhindered

[ایالات متحده]/ʌn'hɪndəd/
[بریتانیا]/ʌn'hɪndɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محدود نشده یا مانع نشده; ممانعت نشده

جملات نمونه

It's much better to die of hunger unhindered by grief and fear than to live affluently beset with worry, dread, suspicion, and unchecked desire.

بسیار بهتر است بدون هیچ گونه غم و ترس از گرسنگی بمیرید تا اینکه با نگرانی، ترس، سوء ظن و هوس بی حد و حصر، مرفه زندگی کنید.

to express oneself unhindered

برای بیان خود بدون هیچ محدودیتی

to pursue one's passion unhindered

برای دنبال کردن اشتیاق خود بدون هیچ محدودیتی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید