unicolor

[ایالات متحده]/ˈjuːnɪkəˌlɔː/
[بریتانیا]/ˈjunɪˌkɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای یک رنگ

عبارات و ترکیب‌ها

unicolor design

طرح تک‌رنگ

unicolor fabric

پارچه تک‌رنگ

unicolor scheme

طرح‌بندی تک‌رنگ

unicolor pattern

الگوی تک‌رنگ

unicolor theme

تم تک‌رنگ

unicolor style

سبک تک‌رنگ

unicolor artwork

اثر هنری تک‌رنگ

unicolor palette

پالت تک‌رنگ

unicolor print

چاپ تک‌رنگ

unicolor logo

لوگوی تک‌رنگ

جملات نمونه

the dress comes in a beautiful unicolor design.

لباس با طراحی تک رنگ زیبا عرضه می‌شود.

unicolor patterns are trending in modern fashion.

الگوهای تک رنگ در دنیای مد مدرن ترند هستند.

he prefers unicolor paintings over abstract art.

او نقاشی‌های تک رنگ را به هنر انتزاعی ترجیح می‌دهد.

the unicolor theme made the event feel more cohesive.

تم تک رنگ باعث شد رویداد منسجم‌تر به نظر برسد.

unicolor walls can make a room feel larger.

دیوارهای تک رنگ می‌توانند باعث شوند اتاق بزرگتر به نظر برسد.

she chose a unicolor palette for her artwork.

او یک پالت رنگی تک رنگ برای اثر هنری خود انتخاب کرد.

unicolor outfits are easy to mix and match.

لباس‌های تک رنگ به راحتی قابل ترکیب و ست کردن هستند.

the unicolor logo represents the brand's simplicity.

لوگوی تک رنگ نشان دهنده سادگی برند است.

unicolor fabrics are often used in minimalist designs.

پارچه‌های تک رنگ اغلب در طراحی‌های مینیمال استفاده می‌شوند.

the unicolor scheme created a calming atmosphere.

طرح تک رنگ فضایی آرامش بخش ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید